۳۰ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۴۶

روایتی از داستان زندگی عروس فراری!

روایتی از داستان زندگی عروس فراری!
وقتی با مخالفت پدرم روبرو شدم گفتم اگر نگذاری من و رامین با هم ازدواج کنیم برای همیشه فرار می کنم اما پس از عقدمان کارم به جایی رسیده که می خواهم از دست همسرم فرار کنم و خودم را نجات بدهم...
وقتی با مخالفت پدرم روبرو شدم گفتم اگر نگذاری من و رامین با هم ازدواج کنیم برای همیشه فرار می کنم اما پس از عقدمان کارم به جایی رسیده که می خواهم از دست همسرم فرار کنم و خودم را نجات بدهم...

به گزارش پايگاه خبري پليس، دختري 16 ساله كه با اين سن كم با پسرخاله خودش ازدواج كرده اما در حالي كه تنها دوماه از عقدش با او گذشته دچار مشكل شده و به مرکز مشاوره آرامش فرماندهي انتظامي استان اصفهان مراجعه كرده بود گفت: من و رامين خيلي به هم علاقه داشتيم و از بچگي باهم بزرگ شده بوديم و هميشه دلم مي خواست تا او از من خواستگاري كند تا اينكه زمانيکه ازمن خواستگاري کرد خيلي خوشحال شدم و براي اينکه پدرم را راضي کنم هرچه تلاش کردم موفق نشدم بخاطر همين به او گفتم اگر نگذري ما با هم ازدواج کنيم براي هميشه فرار مي کنم و وقتي پدرم با تهديد هاي مرا روبرو شد رضايت داد و تدارك عقد چييده شد.

اما کم کم آن طور که من انتظار داشتم اوضاع پيش نرفت تا جايي كه رامين يك روز به من گفت که تو خيلي بد سليقه اي ، مهارت زندگي نداري ، ديگر آن نوازشها و کلمات محبت آميز قبلي را از من ديغ مي کرد تا اينكه روز قبل از عقد به مادرم گفتم من پشيمان شدم ديگر نمي خواهم كه با رامين ازدواج كنم اما مادرم به شدت به هم ريخت و گفت جواب مردم را چه بدهيم و اصلاًاين کار ممکن نيست بايد با اين مراسم سر بگيرد و خلاصه با اين همه دردسرها عقد کني.

حالا كه دو ماه از عقدمان گذشته ، كارم به جايي رسيده كه مي خواهم از دست همسرم فرار كنم و خودم را نجات بدهم تازه فهميده ام كه ما با هم تفاهم نداريم.

رامين فرزند پنجم خانواده است و23 ساله و از نظر فرهنگي با هم تفاوت زيادي داريم همان ابتدا پدرم با ازدواج من با او مخالفت كرد چون هم سن من پايين بود وهم از نظر اعتقادي وارزشي ما با هم فرق مي کرديم. در اين دو ماه از رابطه با همسرم راضي وخشنود نيستم، معمولاً ده روز من به منزلشان در تهران مي روم و ده روزهم شوهرم به منزل ما به اصفهان مي آيد. يکي از دلايل مهم دلسردي من ايراد گرفتن به رفتارها و حرکات من است

اي كاش به حرف هاي پدرم گوش كرده بودم اما عشق و علاقه به رامين چشم و گوشم را كور و كر كرده بود اما حالا نتيجه اش را مي بينم و ديگر حاضر به ادامه زندگي مشترک با او نيستم. اما خانواده ام مي گويند طلاق براي خانواده ما مايه آبرو ريزي است و با جدايي من كاملاً مخالفند نمي دانم چه كنم در بلاتكليفي مانده ام از شما مي خواهم كه من كمك كنيد...

پيامد هاي ازدواج هاي زودهنگام
كارشناس مركز مشاوره آرامش فرماندهي انتظامي استان اصفهان در اين باره به خبرنگار ما گفت: از عوامل موثر دربروز اين مشکل مي توان به چند آيتم توجه کرد. يکي تصميم به ازدواج براساس شناخت کافي و لازم نبوده و بنا به هيجانات دوران نوجواني و احساسات زود گذر مربوط به اين دوران تصميم اخذ شده است.

وي افزود: شوهر داراي تجربه کافي در مورد برقراري ارتباط با همسر نوجوان را دارا نيست و به يکبار و با سرعت مي خواهد او را تبديل به زن دلخواهش نمايد وانتظارات و توقعات بالايي از وي دارد با استفاده از کلمات مخرب مانند سرزنش کردن ، انتقاد مخرب ، غر زدن ، تهديد وشکايت و... سعي در اصلاح رفتارهاي همرش دارد که باعث دلزدگي و يا س و نااميدي زن شده است مرد تجربه ها ازدواج خواهر و برادر بزرگتر از خودش را دارد و ميخواهد زندگي اش با موفقيت همراه شود اما راه آن را نمي داند از سوي ديگر روابط دختر با والدينش رضايت بخش نبوده و شايد يکي از دلاليل ديگرتصيم فرار از موقعيت هاي دشوار زندگي با پدر و مادر باشد.. از طرفي سن کم دختر درهنگام تصميم گيري در ازدواج مي تواند از عوامل موثر بر اختلافات زناشويي باشد.

عدم آمادگي براي ازدواج:
از آنجائيکه دختران و پسران جوان از مهارت و پختگي و تجربه لازم وکافي براي ازدواج برخوردار نمي باشند و تنها رفع يکسري از نيازها و رسيدن به آرامش به سرعت تصميم به ازدواج مي گيرند اغلب با موانعي در اين زمينه روبرو گرديده و پس از شروع زندگي مشترک با همان سرعت تصميمات مخربي مانند طلاق را اتخاذ مي نمايند.

دست اندرکاران اين حوزه مي بايست تلاش نمايند تا جوانان را به ضروريات شناخت وآگاهي قبل از ازدواج با دريافت خدمات مشاوره اي را کاملاً مواقف نمايند تا بتوان از اين معضل پيشگري نمود.

با دقت در اين پرونده در خواهيم يافت که عواملي همچون ساده انگاري خانواده ها در امر ازدواج فرزندانشان و در نظر نگرفتن ملاکها و معيارهاي اساسي و اصلي در اين امر چگونه به راحتي مي تواند در فرو پاشي رابطه زناشويي موثر باشد.تصميم گيري براساس هيجان و احساس و اغماص و چشم پوشي از نکاتي مانند تفاوت فرهنگي- اعتقادي درانتخاب همسر توانسته براي اين زوج جوان مساله سازشود اين حالات درمورد دختر و پسر جوان شايد خيلي مهم غيرعادي به نظر نرسد.

فشار براي قبول ازدواج شان از سوي خانواده و ... که مي بايست از سوي خانواده جو گرفته مي شد رفتارهاي همراه به تحقير انتقاد مخرب و سرزنش از سوي مرد بر اين دلسردي واجتناب دختر دامن زده است.

توصيه ها و راهکارهاي مشاوره اي:
از آنجاييکه در اين پرونده مسائلي مانند ازدواج در سن پايين ، عدم پختگي ، جور نبودن ، انتظارات مبهم از ازدواج و تصميم براساس هيجانات و احساسات نوجواني مطرح است. جامعه شناسان معتقدند که يکي از علتها و انگيزه هاي طلاق در بيان بي توجهي يکي از دو همسر يا هر دو آنها به زناشويي و روابط خانوادگي و نبودن تفاهم اخلاقي - فکري و عقيدتي ميان آنان است. نبودن تفاهم ميان زن و شوهر ممکن است ناشي از اختلاف سطح فکري و فرهنگي و اجتماعي زن و شوهر و خانواده هاي آنان و يا بالا بودن سطح توقع و انتظارات آنها از همديگر باشد که آنان را نسبت به هم بي تفاوت مي کند و کانون گرم خانواده را به محيطي سرد وخاموش مبدل مي سازد.

از طرف ديگر بايد اذعان كرد، فرزندان والدين مستبد غالباً دچار تعارض در تصميم گيري هستند زيرا محيط در خانواده با محدوديتهاي شديد مواجه اند آنها موظفند از مقررات خاص والدين پيروي کنند و والدين بندرت علت خواسته هاي خود را توضيح مي دهن ، رفتارهاي خصمانه اي نسبت به والدين خود پيدا مي کنند که اين منجر به طغيان و سرکشي مي شود.
منبع : فرادید

بازتاب این خبر در رسانه ها

پربازدیدترین امروز

website tracking