۲۷ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۱۰

سالروز تولد شهریار ، روز شعر و ادب پارسی؛

روز شعر ، روز فضل بیان انسان

روز شعر ، روز فضل بیان انسان
شعر را شاید بتوان یکی از زیبا نمودهای پاک روح انسانی دانست؛ که بربال اندیشه و خیال، لطیف ترین آمال بشری را با خود می برد. کلماتی که باری سنگین از چیدمان منظم و منطقی خود و از روح و اندیشه مستتر در این چیدمان می یابند.
گروه فرهنگ و هنر: توفیق وحیدی آذر: 27 شهریورماه روز شعر و ادب پارسی در ایران است ؛ که سال ها پیش در مناسبت وفات شاعر بزرگ معاصر " محمد حسین  شهریار" بدان نام گذاری گردید. شهریار حکیم و شاعری بود که بعد از سال ها سکوت و خلا در میهن ¬مان در تبریز بر مسند و رتبه بالای شعر ایران زمین نشست .
روز شعر ، روز فضل بیان انسان
به گزارش بولتن نیوز، محمد حسین شهریار در خشکناب آذربایجان به سال 1285 چشم به جهان گشود ، شاعریش با نگاه  پردازش انسان در نظم هستی بود و کمال هستی و ذات افضل آن را در بحث انسان هرگز فراموش نکرد.

 جوانی و سرگشتگی، عشق و انسان و جامعه، سنت ها و ارزش های شادی آفرین بشری در کنار غم ملحق به آن، در روح شعرش قرار داشتند؛ هویت ، مرز و بوم و وطن و دفاع از آن در کنار سرخین کردن تن میهن با قرمزی خون و احترام به آلام پدر و مادر و برادر و خواهر و آنچه که عاشقانه و شاعرانه در  بوم و بر بودند، در روح سخنانش  پنهان و آشکار جاری ساخت بود.

شعر "علی ای همای رحمت" نمادی از دمش فیض الهی در وجود انسانی و ارزش های هستی است که شهریار هویت و سمبل بشری را در همراهی با امام طرح می کند و بلندی و عظمت روح بشری را در همراهی با خالق با کلمه و نظم نصویر سازی می نماید؛ 
روز شعر ، روز فضل بیان انسان
- خداوند کمال علی الاطلاق است و علی نمادی از کمالات خداوندی در انسان

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین     به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند          چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
و  آرزوهای بشری را حسرت مندانه در اوج یابی روح بشری می جوید:
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی               به پیام آشنائی بنوازد آشنا را
ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب               غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

شهریار با روح پاک انسانی، با زادگاه، با شهر و با وطن انس و الفتی دیرین دارد. آمدن، رفتن و در وطن  زیستن با عشق و عاشقی های زمین و شادمانی ها و فراق و آلام  و رنج های بشری را به جان می¬خرد و دل گیر و بازنده نمی شود و او از گریز از سنت ها  به سوی تمدن مدرن و بیمار می پرهیزد.

حیدربابا ،‌ قره چمن جاداسى
چْووشلارین گَلَر سسى ، صداسى
کربلیا گئدنلرین قاداسى
دوْشسون بو آج یوْلسوزلارین گؤزوْنه
تمدّونون اویدوخ یالان سؤزوْنه

او رفتن به کربلای روح را ستایش و از غنای آنان می گوید و ره گم کردگان و سرگشته گان  به ناکجا آباد ها را در وادی ها می بیند و  به تصویر کلام می کشد . شاعر می گوید  فریب دروغین تمدن را خوردیم  و مانده ایم.

او از مام وطن می طلبد که از یاد نبردش،
حیدربابا ، کهلیک لروْن اوچاندا
کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا
باخچالارون چیچکلنوْب ، آچاندا
بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله
آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله

حیدربابا وطن است ؛ زادگاه  است . او می طلبد که در موعد پرواز  کهلیک ( کبک)! جستن خرگوش از پای بته در زمان گل و شکوفتن ، در صورت امکان وطن از او یاد نماید و دل های غم زده را شاد کند.  فریب شیطان در حیات بشر را نمی تابد ؛ بی مهری مدرنیته و عصر حاضر را از شیطان می داند و از نزاع  و جنگ بشری اظهار تنفر می کند.

حیدربابا ، شیطان بیزى آزدیریب
محبتى اوْرکلردن قازدیریب
قره گوْنوْن سرنوشتین یازدیریب
سالیب خلقى بیر-بیرینن جانینا
باریشیغى بلشدیریب قانینا

حکمت شاعر عصر و پلیدی هایش را می دید و پیشگویی اش می کرد، شهریار می گفت :

گؤز یاشینا باخان اوْلسا ، قان آخماز
انسان اوْلان بئلینه تاخماز
آمما حئییف کوْر توتدوغون بوراخماز
بهشتیمیز جهنّم اوْلماقدادیر !
ذى حجّه میز محرّم اوْلماقدادیر !

اگر اشک های غم دیده شوند خونی به زمین ریخته نخواهد شد ؛ انسان شمشیر بر کمر نخواهد بست،  اما حیف که  بهشت مان در حال تبدیل به جهنم است  و  دنیامان به سوی عزاست !

خزان یئلى یارپاخلارى تؤکنده
بولوت داغدان یئنیب ، کنده چؤکنده
شیخ الاسلام گؤزل سسین چکنده
نیسگیللى سؤز اوْرکلره دَیَردى
آغاشلار دا آللاها باش اَیَردى

شاعر با احساس بی کرانه اش  نوای اذان شیخ الاسلام را در سرزمینش  به تصویر می کشد و به نمایش هویت آن می پردازد، شادمانی ها ،جشن و سرور آشنایی و فراق و جدایی از معشوق و حتی رنج مرگ خان ننه  و .... ایلدریم و رعد و برق و خیر و برکت بهار و زندگی محترمانه و انسانی بشر و اقوام با یک دیگر بدون اهانت،  جنگ و نبرد برای وطن و سپاس و قدردانی از پدر روحانی وطن همه در شعر او گنجانیده شده اند .

روز شعر ، روز فضل بیان انسانروز شعر و ادب پارسی در ایران ، زاد روز  شاعر و حکیم معاصر استاد محمد حسین شهریار است. روزی که انتخاب خردمندانه آن نمادی از اتفاق در سرزمین بزرگی است که در نام ایران تجلی یافته است.

شهریار با اندیشه و معرفت حکیمانه اش زمانه ی حاضر را به روانی و شیوایی به نقد می کشد و راهکار را در بازگشت به خویشتن خویش نشان می دهد . او چون پیشگو خون ریزی های زمان ؛ بی عدالتی  ها و مظالم حاضر را  ده ها سال پیش دیده  و  در بیان شعریش به طور دقیق به نمایش آن پرداخته است . او یک ناظر و یک نقاش و یا روایتگر  نبود که فقط تصاویر را عرضه کند، بلکه مسیر زندگی انسان شرقی را الگوی کل بشریت  در سایه و جوار "کمال  و فضل برتر"  نشان داده بود که طراوت کلام و صناعت بیانش سال ها پابرجا خواهد ماند.

براي ما شعـرا نـيـست مـردني در كـار               كـه شعـرا را ابـديـت نوشـته اند شعـار

 شاید که تلاش عالمانه ی خردمندان این سرزمین بتواند ، روز شعر عصر معاصر و جهان را نیز با نام وی به عنوان شاعر توانمند و دارای مقام والا و ارزش های بلندمرتبه زینت بخشد.


منبع : بولتن

پربازدیدترین امروز

website tracking