۱۶ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۴

یادداشت/

زمینه های فکری و تاریخی شکل گیری جنبش انصارالله (حوثی ها)

زمینه های فکری و تاریخی شکل گیری جنبش انصارالله (حوثی ها)
وقتی بدرالدین حوثی رهبر معنوی حوثی‌ها به ایران سفر می‌کند و از نزدیک با امام خمینی دیدار می‌کند و سامانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی ایران را مطالعه می‌کند چند مورد را الگو برداری می‌کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ زیتون نوشت:

 

گروه حوثی‌ها یک گروه شیعه در شمال یمن در استان صعده است، که به بدرالدین حوثی منسوب می‌شوند و به حوثی‌ها نیز معروف هستند و گروه «الشباب المومن» نیز نامیده می‌شوند. این جنبش پس از این که نخستین برخوردها با نیروهای دولتی یمن در سال 2004 پیش آمد در فرایند سیاسی کشور یمن به حیث یک گروه و یک بازی‌گر قوی سیاسی در بازی‌های سیاسی یمن معروف شدند، اما ریشه پیدایش این جنبش بر می‌گردد به سال‌های 1980م که از لحاظ فکری رشد و نمو یافته بودند. در سال 1986 گروهی از پیروان مذهب زیدیه در یک تشکیلات منظم مذهبی اتحاد الشباب را برای آموزش جوانان طایفه زیدیه به دست صلاح احمد فلیته پایه‌گذاری کرده و از جمله کسانی که در این گروه مذهبی مبادرت کردند، مجدالدین المویدی و بدرالدین حوثی بودند(ویکی پدیا). بنابراین، در این جستار تلاش شده که پیدایش و مفهوم شناسی جنبش انصارالله را به گونه فشرده هم از لحاظ تیوریک و عملی بررسی کرد.

انصار الله جنبشی است متعلق به مسلمان‌های یمن، و پیرو مذهب زیدیه می‌باشد که مرکز این جنبش در صعده است. اعضای جنبش انصار الله که به حوثی‌ها معروف هستند بخش قابل توجه آنها از ساکنان به ویژه استان صعده است و تمام گروه‌های این جنبش را همان مردمان تشکیل می‌دهند که طی دهه‌هایی اخیر با شعارهای محوری مرگ به آمریکا، مرگ به اسراییل و نابود باد یهود و پیروز باد اسلام را سر می‌دادند.

 

پیدایش جنبش انصار الله

مقدمات ظهور این جنبش را در دو رویکرد قابل تامل می‌دانند:

بنیادگذاری انجمن شباب المومن؛ و ندای انقلابی از جانب حسین حوثی.

انجمن شباب مومن که یک مرکز علمی و آموزشی تفکر زیدیه است، برخی‌ها باورمند بر این استند که در سال 1986 و برخی‌ها هم در 1990 میلادی دوره تاسیس آن را می‌گویند. و هدف پایه ریزی این مرکز تقویه مذهب زیدیه و جلوگیری از بروز تفرقه در این مذهب و هم چنان ظهور وهابی‌گریی و حمایت این جنبش افراطی به وسیله‌ای عربستان سعودی بود که سبب پایه‌ریزی این مکتب شد.

مرکز این آموزشگاه در استان صعده است که در 240 کیلومتر مرکز یمن یعنی صنعا قرار دارد و جوانان یمنی را آموزش می‌دهد. محتوای این برنامه‌ها عبارتند از: آموزش علوم دینی: مانند فقه، تفسیر، عقاید و فعالیت‌های مانند ورزش، آموزش فن خطابه و برگزاری سخنرانی‌های آگاهی بخش.

در استان صعده 67 مرکز آموزش و در بقیه استانها 9 مرکز که هر کدام از 15هزار الی 18 هزار دانشجو دارند و همه روزه جوانان مذهب زیدیه به این مراکز می‎پیوستند که محور آموزش این‌ها در پنج مرحله بود:

تعلیم علوم دینی فنون گونه‌گون؛

شکوفا کردن استعداد خدا داد جوانان؛

آماده سازی مبلغین دینی؛

آشنا کردن جوانان و دانشجویان با سایر جوانان ایمانی شان؛

تحکیم وحدت میان مسلمانان به ویژه مذهب زیدیه و... .

در این بخش بسیاری به این باور بودند که یکی از عوامل به وجود آمدن انجمن شباب مومن گسترش وهابیت در استان دماج بود که به وسیله عالمی به نام "هادی الوداع" با امکانات پولی عربستان سعودی در پی تکفیر شعیان برخاسته بود و این اندیشه را تبلیغ می‌کردند و شعیان از فعالیت این جنبش خیلی در هراس بودند و برای همین؛ دست به چنین کاری زدند.

یکی از چهره‌‌های شاخصی که در این انجمن بسیار فعال و تاثیرگذار بود "بدرالدین حوثی" و پسرش "حسین حوثی" بود که با گرفتن مدرک کارشناسی حقوق و قانون از دانشگاه صنعا به سودان رفت و پس از اخذ دکتری در رشته حقوق به یمن باز گشت، که این دو چهره اساسی ترین چهره های برجسته در مکتب شباب بودند. از این جمع حسین حوثی با دشواری‌ها و ناکارگی‌های دولت در قبال مردم صنعا و دشواریهای اقتصادی و اجتماعی در پی راه حل برآمد و همین بود که به خود چهره انقلابی گرفته و همیشه در پی این بود که مانند آیت الله خمینی انقلابی را در یمن راه اندازی کند و همیشه شعارهای محوری ایران را که در زمان انقلاب سر می‌دادند به خود الگو قرار داده بود.

عوامل دیگری که با عث ظهور چهره انقلابی حسین حوثی شده بود، تنش میان دستگاه حکومت و بی عدالتی مضاعف دولت مرکزی نسبت به صنعا و مردم صنعا بود. وی در سال 2002 در یک سخنرانی مهم در مدرسه الهادی در منطقه مران نقطه عطف جدیدی را در مبارزه با استکبتار جهانی و نابرابری‌های دستگاه‌های کشور اعلام کرد. او در سخنرانی تاریخی خود با انتقاد از تجاوز آمریکا به افغانستان، کشتار مسلمان‌ها و زیاده خواهی وی چند پرسش انقلابی و محوری را مطرح کرد و رو گشتاند به مردم و فریاد زد و گفت: آیا قدرت این را ندارید که فریاد بزنید "الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسراییل، لعنت بر یهود و پیروز باد اسلام"

این شعارها بود که حسین حوثی از تمام پیروانش خواست تا فریاد بزنند و این شعارها را تکرار کنند و در تمام مراکز علمی و مساجد این شعارها آموزش و همه روزه فریاد زده شوند. این سخنرانی تاریخی باعث شد که حکومت علی عبدالله صالح واکنش شدیدی نشان بدهد و بعضی از علمای زیدی مانند علی العمادی و مرتضی المحطوری مخالفت خود را با این شعارها اعلام داشته گفتند که این شعارها ما را ویران می‌کند و یک کشمکش در درون جنبش حوثی به وجود آمد که حسین حوثی با درایتی که داشت این موضوع را حل کرد. (دکتر آجرلو).

این سخنرانی به دو محور توجه خاص کرد؛ سر سپردگی عربستان سعودی به آمریکا و اسراییل و دیگر یکه تازی آمریکا و کشتار مسلمان‌ها به وسیله آمریکا در افغانستان، عراق و... و از هوادارانش خواست که برای مبارزه علیه استکبار جهانی نیروهای شان را بسیج کنند. همین بود که حکومت یمن برای مقابله با این تحول فرهنگی و فکری دست به باز داشت و لت و کوب و دستگیری هواداران حوثی زد و در همان روزهای نخست 600 نفر اینها را به زندان انداخت.

همین دست‌گیرها و به زندان انداختن‌ها و ظلم مضاعف علیه حوثی‌ها بود که بسیاری از سازمان‌های جهانی به دفاع از این جنبش برخاسته، که در این جمع کشور ایران و حزب الله لبنان واکنش تند خود را نسبت به این توقیف‌ها اعلام داشتند. همین درگیرها و کشمکش‌ها بود که ما شاهد بروز شش جنگ بین دولت یمن و حوثی‌ها شدیم.

جنگ‌های شش گانه و مقاومت جنبش انصار الله

در پی فعالیت‌های استکباری حسین حوثی، دولت یمن خواست که تسلیم شود و خود را از این شعارها به دور کند. اما حسین حوثی به دلیل همان روحیه انقلابی‌اش تسلیم نشد و ارتش یمن در سال 2004 مرکز نیروهای حوثی را در کوه‌های مران زیر شلیک هوای و زمینی قرار داد و محاصر کرد و با بمب‌های هوای و هجوم مسلحانه نخستین جنگ بین حکومت و جنبش حوثی صورت گرفت که شش هزار کشته و زخمی از دو طرف بر جا گذاشت. در همین درگیری حسین حوثی کشته شد و حکومت از باز گرداند جسدش به هواداران و خانواده‌اش مخالفت کرد. اما پس از سقوط عبدالله صالح پیکره حسین حوثی کشف و با حضور صدها هزار نفر به خاک سپرده شد.

پس از درگیری‌ها جنگ اول که رژیم هزارها نفر را به جرم هم‌کاری با حوثی‌ها محاکمه و به زندان انداخت از سال 2005 تا 2009 پنج نبرد دیگر میان حوثی‌ها و حکومت یمن در گرفت که در پایان هر نبرد جنبش انصار الله پیروز بدر آمد و حکومت را وادار به آتش بس کرد. اما در جنگ دوم که رهبری جنگ را بدرالدین حوثی پدر حسین حوثی به دوش داشت و از روی ناگزیری به جنگ رفته بود در همان نقطه مرکزی کشته می‌شود و از پایان جنگ دوم تا این حال رهبری جنبش حوثی به دست عبداللمالک حوثی برادر کوچک حسین حوثی است که عبدالمالک هم از لحاظ فن جنگی و فن انقلابی هوشمند تر از برادرش است. مالک حوثی رهبری جنگ را تا امروزه در دست دارد. 

 زمینه‌های تاریخی شکل گیری انصارلله

جنبش انصار الله یمن موسوم به «حوثی» را باید واکنشی اجتماعی به کنش بیرونی دانست، که ریشه در علل داخلی و خارجی داشته است. در سطح داخلی، شکاف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی موجود در ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین یمن با کشورهای همسایه است. منطقه یمن به دلیل نزدیکی به مرکز نشر اسلام یعنی مدینه و مکه به مرور زمان به پایگاه و خیزش گاه مذهبی به نام «زیدیه» مبدل گشت. پیروان این مذهب در طول حیات خود قیام‌های زیادی علیه خلفای اموی و عباسی به رهبری سادات به راه انداختند و پس از روی کار آمدن حکومت فاطمیان در مصر وضعیت منطقه بر وفق مرام شان گشت و اوضاع برای ظهور مجدد شان مناسب شد. اما پس از فروپاشی خلافت فاطمی در شمال افریقا و منطقه شام به دلیل تلاش برای از بین بردن ایدیولوژی شیعی حاکم برآن، روندی از نابودی آثار و نشانه‌های شیعی آغاز شد و شیعیان یمن از این روند بدور نمانده و مورد سرکوب قرار گرفتند. با روی کارآمدن خلافت عثمانی این مساله فربه تر شد. این روند تا اعلام استقلال یمن توسط، یحیی حمید الدین متوکل و پایه‌گذاری پادشاهی متوکلیه در سال 1962 که از جمع بزرگان زیدی بود، شیعیان توانستند در همه نهادهای سیاسی حضور پیدا کنند. اما با آغاز جنگ داخلی و بی ثباتی سیاسی در یمن و مداخله قدرت‌های بزرگ جهانی و منطقه، این کشور نتوانست به توسعه و رشد اجتماعی برسد و این کشور در حال حاضر یکی از کشورها فقیر در منطقه می‌باشد که از فساد اقتصادی و سیاسی رنج می‌برد.

در مورد علل خارجی شکل گیری این جنبش چند نکته قابل تامل است که برای کشوری چون عربستان سعودی که نقش برادر بزرگ را در منطقه دارد مورد تاکید است:

ارتفاعات ژیواستراتژیک؛

تنگه استراتژیک، که عمده ترین نقص ژیوپولیتیک سعودی برای دست رسی به دریاهایی است که آب راه‌های اصلی آن در اختیار کشورهای دیگر است؛

ناهمگونی جمعیتی با اکثریت جهان عرب و رویکرد خوانشی شیعیان با اسلام ایرانی؛ این ناهم گونی اجتماعی و تهدیدات خارجی گاهی موجب تجزیه و فروریزی جمعیت انسانی می‌شود و سبب پیدا شدن گروه‌های مختلف در جامعه می‌گردد(بشریه، 1388: 99). این‌ها موارد و عوامل پیدایش ظهور جنبشی زیر نام "حوثی" در منطقه یمن هستند؛ همان گونه‌ای که سامویل هانتینگتون متفکر آمریکایی این موضوع را در نظریه توسعه نامتوازن به گونه ابراز می‌دارد که: «برآورده نشدن درخواست‌ها و محرومیت از فرصت و مشارکت در نظام سیاسی، یک گروه را انقلابی می‌سازد»(مکوتیان، 1380: 135). برپایه چنین امری بود که حسین حوثی از آغاز ورود به عرصه سیاسی برای بهبود وضعیت مردم محروم منطقه صعده، با مردم گفت‌وگو و دیدار می‌کرد، اما نتیجه قابل قبولی بدست نیاورد و سرانجام به این نتیجه رسید که مقام‌های مرکزی یمنی به این منطقه کاری نمی‌کنند و باید خود مردم دست به کار شوند. همین بود که زمینه ظهور جنبش اجتماعی فراهم شد و مقام‌های مرکزی از جمله علی عبدالله صالح از حضور پرشور مردم به ترس افتاد و اقدام به سرکوب آن‌ها کرد. همین امر موجب شد تا این جنبش اجتماعی به یک جنبش مسلحانه تبدیل شود و وارد چند جنگ خونین با دولت علی عبدالله صالح شود.

 زمینه فکری شکل گیری انصارالله

برای شناخت هر جنبشی نیازمند شناخت جهان بینی و ایدیولوژی و نظام ارزشی آن هستیم، که بر چه مبنای پایه ریزی شده و معرفت و جهان بینی آن در چه است و همین گونه شناخت زمینه تربیتی، معرفتی و ارزشی رهبران تاثیرگذار و تحول آفرین، جریان سیاسی پیش‌نیاز فهم تصیمات و اقدامات آن جریان خواهد بود. بنابراین، برای بررسی و شناخت صحیح زمینه فکر انصار الله باید به مذهب زیدیه و گفتمان انقلاب در اندیشه اسلامی پرداخت:

گفتمان انقلابی: مذهب زیدیه در بین مذاهب اسلامی برپایه گفته برخی از مورخین دینی، از اندیشه انقلابی و ظلم ستیزی برخوردار است(فرمانیان و سیدعلى موسوى نژاد) و در این کانون بسیاری از بزرگان آن از روزهای مذهبی به عنوان فرهنگ ظلم ستیزی و نه گفتن در برابر استبداد استفاده نموده و عنوان می‌کنند که گرامی داشت از روز عاشورا و بقیه نمادهای دینی یکی از مناسبت‌های است که انسان را وادار به نه گفتن و ایستادن در برابر ظالم و مستبد می‌کند. برهمین پایه است که رهبران جنبش حوثی از همین مفهوم تاریخی استفاده برده و متکی بر رویکرد انقلابی گام به هستی گذاشته‌اند و این امر ظلم ستیزی زمینه فکری این جریان را مستحکم ساخته است؛

دومین رویکردی که جنبش حوثی توانسته از آن استفاده خوب کند رویکرد اسلام انقلابی ایران است. دیدگاه امام خمینی(ره) که در انقلاب اسلامی ایران مطرح کرد و انقلاب اسلامی را برپایه اندیشه استقلال طلبی، اسلام سیاسی، مردم سالاری، استکبار ستیزی و ظلم ستیزی و نه گفتن در برابر مظالم آمریکا تعریف کرد، رویکرد خوبی برای بعضی از جنبش‌های آزادی بخش در بدنه اسلام شد. وقتی بدرالدین حوثی رهبر معنوی حوثی‌ها به ایران سفر می‌کند و از نزدیک با آیت الله خمینی دیدار می‌کند و سامانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی ایران را مطالعه می‌کند چند مورد را الگو برداری می‌کند که این الگوها می‌تواند در اندیشه جنبش حوثی نقش اساسی داشته باشد.

دیدگاه توحیدی نسبت به مبارزه؛ مردم محوری به عنوان حامیان اصلی یک جریان مقاومت‌گر؛ نه گفتن در برابر استکبار جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا و سیاست‌های منطقه‌ای آن در خاورمیانه به وسیله هم پیمانان‌اش؛ سیاست عدم وابستگی به کشورهای قدرت مند.

این چهار ویژگی در فرایند انقلابی جنبش انصارالله مرکزی‌ترین دیدگاهی است که توانسته رویکرد انقلابی این جنبش را مستحکم سازد و حوثی‎‌ها برپایه همین مناسبت‌ها تا امروز هم دارند مقاومت می‌کنند و رویکرد انقلابی خود را از دست نداده‌اند. (بررسی ماهیت جنبش انصارالله یمن/ خطری، بیخ‌گوش عربستان).

 

در فرجام، جنبش انصار الله با رویکرد انقلابی مذهب زیدیه و روحیه انقلابی‌گری تشیع و گفتمان انقلاب اسلامی در بدنه جامعه یمن به امر رهایی و از بند استبداد داخلی و استبکار جهانی سر کشید. این رویکرد در واقع یک قیامی است در برابر فساد سیاسی، اقتصادی داخلی و توسعه طلبی کشورهای قدرت مند خارجی که توانسته در قلب حوزه امنیتی تعریف شده عربستان سعودی فعالیت کند و حمایت تقریبا اکثر مردم یمن را بدست آورد خودش را به نمایش بگذارد. امروزه هم توانسته دولت یمن و بقیه کشورهای حامی عربستان سعودی و آمریکا را به چالش بکشد و یک طرف قضیه هم در سیاست‌گذاری‌های داخلی و جهانی است که جهان این نیرو را به حیث یک نیرو و یک بازی گر تازه در مناسبت‌های بین المللی به شمار می‌آرود.

منبع : دانا

اخبار مرتبط

website tracking