۱ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۳:۳۳

بررسی دیدگاه‌های روشنفکران تجددگرا درباره‌ی زنان؛

روشن‌فکری و به حاشیه راندن مسئله‌ی زنان

روشن‌فکری و به حاشیه راندن مسئله‌ی زنان
نواندیشی جریانی است که به دنبال ایجاد دگرش در مسیر معمول است. نواندیشی با ادعای نقادی موضوعات معمول، در پی ایجاد تغییر در جریان معمول مسیری است که وضعیت فعلی آن را مناسب و کارآمد نمی‌داند.

به مسئله‌ی زنان و نواندیشی از دو منظر می‌توان نگریست: مسئله‌ی زنان را در پرانتز بگذاریم و نواندیشی را در ارتباط با آن بپنداریم و دیگر اینکه نواندیشی را محل تمرکز قرار دهیم و مسئله‌ی زنان را به عنوان یک راه بررسی آن ببینیم. در صورت دوم، به نواندیشی خواهیم پرداخت و مسئله‌ی زنان به عنوان راهی برای شناخت آن خواهد بود. وجه ممیز نگاه دوم از نگاه اول آن است که اصل بر توضیح نواندیشی است و مسئله‌ی زنان تبعی، ولی در نگاه اول، مسئله‌ی اصلی زنان هستند و نواندیشی به عنوان یکی از رویکردهایی توضیح داده می‌شود که به زنان پرداخته است. در این نوشتار، به نگاه دوم پرداخته می‌شود و مسئله‌ی زنان از نگاه نواندیشی بررسی می‌شود. به این ترتیب، تعریف و نقدی از نواندیشی ارائه و در ادامه به مسئله‌ی زنان از نگاه آنان پرداخته می‌شود.
 
نواندیشی در ایران معاصر، دارای دو جریان یا گرایش اصلی است که علی‌رغم نام مشابه، اتفاقاً تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند. در این نوشته، منظور ما از نواندیشی یا روشن‌فکری، آن جریانی است که به دنبال ایجاد دگرش در مسیر معمول است. این نواندیشی با ادعای نقادی موضوعات معمول، در پی ایجاد تغییر در جریان معمول مسیری است که وضعیت فعلی آن را مناسب و کارآمد نمی­داند. نواندیش یا روشن‌فکر با تکیه بر خرد فردی، بر تجربیات خود تکیه دارد و بر آنچه در حوزه‌ی تجربه قرار می‌گیرد. از آنجا که نواندیش در مقام نقد قرار دارد، از تفسیر و تجربه‌ی غیرشخصی و در گامی فراتر، از پذیرش تجربه و توصیه­های غیرانسانی که در مقام وحی و دین ارائه می‌شود، گریزان است. همچنین نواندیش عصری و مکانی می­اندیشد؛ چرا که تجربه‌ی افراد وابسته به زمان و مکان است و از عصری به عصر دیگر متفاوت.
 
بنا بر آنچه گفته شد، نواندیش به تعریف و تفسیری از دین که فرازمان و فرامکان باشد اعتقاد ندارد. برداشت تجربی و عصری نواندیش، عنصر همگانی و همه­زمانی دین را رد کرده و بر گوهر دینی تأکید دارد. از منظر نواندیش دینی، آنچه در دین آمده نیاز به تفسیر دائمی در هر زمان و مکان دارد. آنچه برای اولین مخاطبان دین ارائه شده است منحصر در همان زمان بوده و ریشه در نیازها و اقتضائات همان عصر دارد و البته ارتباطی با مسائل این زمان ندارد.
 
چنین تعریفی از دین، از منظر نواندیش دینی، با تعریفی از دین که آن را توضیح هر چیز و برای همه‌ی زمان­ها می­داند متفاوت است. این دین، که برخاسته از تجربیات محدود آدمیان است و بر اساس نیاز آنان تعریف می‌شود، ماهیتی سیال دارد و تنها عنصر ثابت آن، معنویت موجود در آن برای تلطیف روح‌هاست. شریعت و تبعیت از فرامین خداوند، حتی اگر حکمت آن‌ها دریافت نشود و انجام آن‌ها مشکل باشد، به عنوان تکلیف بنده در برابر پروردگار پذیرفته نمی­شود. بنا بر این تعریف، دین تنها عنصر معنوی و در خدمت و تبعی است، در حالی که بزرگان برای دین گوهری مستقل قائل‌اند که عنصر تدبیر در آن برای تمامی زمان­ها و مکان‌ها و برای همه‌ی انسان‌ها پیش­بینی شده است.
 
البته این تعریف از دین، به معنای عدم اجتهاد و تفکر در دین نیست. دین منابع و اصولی دارد که به وسیله‌ی آن‌ها می­توان جهت برآورد نیازهای عصری اجتهاد کرد. یکی از منابع این اجتهاد عقل است در کنار کتاب خدا و سنت که مطابق احادیث موجود، از اعتبار بالایی نیز برخوردار است. اما نکته آنجاست که قرار دادن عقل در کنار دو منبع دیگر، به معنای همراهی این هر سه در کنار یکدیگر است؛ چرا که انسان و عقل او از ظرفیت بالقوه‌ی سرکشی و نادیده گرفتن برخی کلیات و جزئیات به حکم انسان و محدود بودن برخوردار است. اجتهاد با استفاده از منابع را نیز تنها در فرعیات جایز دانسته­اند و نه در کلیات. به این صورت، موضوع هیچ حکمی از بین نمی­رود، بلکه تنها حکم جدیدی بر آن بار می‌شود. به این ترتیب، این سخن نواندیشانه که حجاب موضوعیت نداشته، بلکه تنها عفاف مطرح بوده است، مثالی از سخن ناصواب روشن‌فکری است.
 
آنچه نواندیش دینی را به این سو می­برد دو اصل اساسی در دینی کردن عصر و عصری کردن دین است. تلاش نواندیش دینی در گریز از تقابل با سنت، در دینی کردن زمانه­ای است که در آن زیست می­کند، اما با تعریفی از دین که مد نظر اوست؛ یعنی دینِ عصری که در آن، عنصر زمان و مکان اهمیت دارد. اهمیت زمان و مکان لفافی است بر اهمیت فردی که در آن زمان و مکان می­زید و نیاز او. اگر آنچه او می­طلبد از آنچه در دینی که به آن عصر رسیده نباشد یا مغایر آن باشد، دین عصری می­شود؛ یعنی متناسب با آن نیاز تغییر می‌کند. قائل شدن چنین اهمیتی برای انسان و نیازهای او، یادآور فرهنگ اومانیستی است که ریشه در فرهنگ مدرنیته و آموزه‌های غرب دارد.
 
نواندیش یا روشن‌فکر دینی بر مبنای مقدمه‌ی فوق، در پی تحقق مدرنیته در جامعه و ارائه‌ی تفسیری مدرن از دین است و بحث زنان را نیز از این منظر پی می­گیرد. به این معنا که زنان مسئله‌ی اصلی و مورد توجه مستقل نگاه نواندیشی نیست، بلکه مسئله‌ای در عرض دیگر مسائل این حوزه است. تأکید و اصراری هم اگر بر مسئله‌ی زنان است، از باب موضوعات و چالش­هایی است که مسئله‌ی زنان با فقه اسلامی دارد که می­تواند محمل بحث­های جدی باشد. از این منظر، مسئله‌ی زنان از مسائل دنیوی است. بررسی و ارائه‌ی راهکارهای دنیوی جایی برای مسائل معنوی و روحی زنان باقی نمی‌گذارد و تنها به آنچه مادی است می­پردازد. بنابراین نمی‌توان از آنان انتظار در نظر گرفتن تبعات معنوی و شخصیتی حاصل از این شکل بررسی مسائل زنان را داشت.
 
از آنجا که این گروه به دین عصری معتقدند، بنابراین راهکار آنان در حوزه‌ی مسائل زنان، ریشه در کتاب و سنت نخواهد داشت. چنین راهکاری مسئله‌ی زنان را مسئله‌ی ذهنی گروه کثیری از زنان نخبه در مقایسه با وضعیتی خارج از وضعیت بومی زنان ایرانی می‌داند. صرف نظر از اشکال در تعریف مسئله‌ی زنان، که مربوط به دسته‌ای خاص و در مقایسه با فرهنگی است که از اساس و بنیاد با فرهنگ ایرانی متفاوت است، اهمیت شریعت و توجه به اصول اجتهاد را که می‌بایست ریشه در کتاب و سنت داشته باشد، نادیده می‌گیرد و بنابراین مضاف‌الیه دینی برای آن بی‌معناست و جنبه‌ی تزئینی دارد.


به این ترتیب، روشن است که بحث زنان در اولویت و اهمیت بحث و بررسی آنان نیست، بلکه تنها وسیله­ای در جهت هدف اصلی آن، یعنی بازخوانی متون دینی در جهت کاهش حداقلی ممانعت دین وحیانی در مسیر تحقق مدرنیته است. مسئله‌ی زنان برای جریان نواندیشی در اولویت قرار ندارد؛ چرا که [روشن‌فکر دینی] تا کنون نتوانسته است در تمامی زمینه‌ها ذهنیت روشنی ارائه دهد.[1]  «مروری بر آثار روشن‌فکران ایرانی، اعم از مذهبی و غیرمذهبی، نشان می‌دهد که این موضوع، یا مطرح نبوده یا جایگاه ممتاز و برتری را به خود اختصاص نداده است.»[3] «در برنامه‌ی تحقیقاتی [جریان روشن‌فکری دینی] هیچ گاه به مسائل خاص زنان مستقیماً توجه نشده است.»[2]
 
دلیل این امر در نقل قول ذیل به روشنی بیان می­شود: «به نظر من، روشن‌فکری دینی به طور کلی با دو مسئله‌ی اصلی مواجه است: یکی دموکراسی و حق حاکمیت مردم و دیگری اندیشه‌ی دینی و حواشی آن. قدر مسلم آن است که روشن‌فکری دینی، در رویارویی با هر دو مسئله خواه‌ناخواه با مسئله‌ی زنان مواجه خواهد شد. اما این جریان در شرایط کنونی، برای حل دو مسئله‌ی فوق با مسائل فوری‌تر و کلان‌تری روبه‌روست که فارغ از مفهوم جنسیت است.»[4]
 
«ابتدا باید سرنوشت حیات و ممات ملت و روشن‌فکران و درمانگران آن روشن می‌شد، سپس نوبت به مسئله‌ی زنان و کارگران و غیره می‌رسید.»[5] اما با وجود نگاه پروژه­ای به مسئله‌ی زنان، که حیثیت مستقلی از جانب این گروه ندارد، تحت فشار گروه­های حامی زنان و نهادهای بین­المللی، جریان نواندیشی در نهایت، یک صورت­بندی به نحو ذیل از مسائل زنان ارائه می­دهد:
 
1. نابرابرى حقوقى میان زن و مرد
2. نابرابرى فرصت­ها میان زن و مرد در چهار محور زندگى اجتماعى: ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات
3. فقدان نهادهاى مدنى معطوف به دل‌بستگى‏هاى زنان
 
با وجود آنچه در خصوص اصول و اساس برنامه‌ی نواندیشی دینی گفته شد، این نحله اقدامات اساسی را در حوزه‌ی زنان انجام داده­اند. با توجه به اینکه مسئله‌‌ی زنان مسئله‌ی فرعی این گروه بوده است، نتایج این اقدامات قابل توجه است و مسیر حضور زنان را در عرصه‌ی اجتماع فراهم کرده است.
 
راهکار آنان برای حل مسائل زنان به شرح ذیل است:
 
الف) مقابله با بنیادگرایى دینى: بنیادگرایى بیشترین دفاع را از نابرابرى حقوقى میان زن و مرد و کاهش حضور مستقل زنان در عرصه‌ی اجتماع انجام داده است. طى سال‌هاى اخیر، روشن‌فکران دینى اصلى‏ترین و مؤثرترین مقابله را با بنیادگرایى کرده‏اند.
 
ب) طراحى سازوکارهاى نهادین براى پیشرفت زنان: با تلاش روشن‌فکران دینى، امروزه در کلیه‌ی نهادها و سازمان‌هاى کشور، دستگاه‏هایى براى پیشرفت زنان استقرار یافته است. حاصل این تلاش مجموعه‏اى از سازوکارهاى نهادین بوده است که برنامه‏ریزى براى توانمندسازى زنان و پشتیبانى و نظارت بر آن را در کشور دنبال مى‏نموده و امکانى بالقوه براى پیشرفت زنان به حساب مى‏آیند.
 
ج) طرح و پیشنهاد اصلاحات موردى در قوانین مربوط به زنان: اگرچه روشن‌فکرى دینى به دلیل عدم حاکمیت در دستگاه‏هاى قانون‏گذارى و قضایى کشور، نمى‏توانسته اصلاحات بنیادى و اساسى در قوانین مربوط به زنان ایجاد کند، اما تا حد امکان از اقداماتِ اصلاحىِ موردى در قوانین مربوط به زنان که بهبود وضعیت زنان را به دنبال دارد استقبال کرده است. البته موفقیت‌هاى پیشنهادى روشن‌فکران دینى فقط با همکارى و همسویى بخش‌هایى از روحانیت ممکن شده است.
 
د) زمینه‏سازى و ایجاد انگیزه براى مشارکت زنان در فرآیند تصمیم‏گیرى: در نتیجه‌ی فعالیت گسترده‌‌ی روشن‌فکران دینى در تشویق زنان به این مشارکت و مقابله با موانع سیاسى، فکرى، اجتماعى و فرهنگى آن، مشارکت زنان در حوزه‌ی عمومى و مشارکت زنان برگزیده در مجلس شوراى اسلامى، امور اجرایى و پست‌هاى تصمیم‏سازی افزایش یافته است.
 
طرح­های ارائه‌شده اگرچه حضور اجتماعی زناندر عرصه‌های گوناگون تحصیلی و شغلی را در پی داشت، اما ثمرات ناخوشایند آن سال­ها بعد آشکار شد. ایجاد امکان حضور در مقاطع عالی تحصیلی با وعده‌ی ایجاد فرصت شغلی، نسلی از زنان را با این انتظار پرورش داد. اما واقعیت آن بود که ایجاد چنین نسل مشتاقی در پی ساختن زندگی ایده­آل در حالی بود که فرصت­های شغلی برای مردان که قانوناً نان­آور خانواده بودند نیز به حد کفایت فراهم نبود. در این میانه، ناامیدی و سرگردانی زنانی که سال‌های عمرشان را صرف تحصیل و برنامه­ریزی بر اساس آن کرده بودند پاسخ‌گویی نداشت.

هموارسازی و ایجاد فضایی برای زنان، متفاوت از فضایی که تا پیش از این خود و نسل پیشین در آن زیست کرده بودند، نیاز به همراهی نهادهای دیگر نیز داشت تا در یک مسیر آرام و منطقی، این تغییرات در جامعه هضم و زنان و مردان برای تغییرات ایجادشده آماده شوند. اما روند شتاب‌زده‌ی وارد کردن زنان به عرصه­های تحصیلی و شغلی و به دنبال آن، تجربه‌ی استقلال مادی و آزادی، به نحوی بود که فرصتی برای فهم این تغییرات نگذاشت.
 
به این ترتیب بود که بسیاری از زنان به سرعت و به شایستگی مدارج تحصیلی را طی کردند، اما فرصت به‌کارگیری تجربیات و زحمات خود را در موقعیت زندگی شخصی، خانوادگی و شغلی مناسب نیافتند. رفته‌رفته تأکید بر اهمیت تحصیلات، فرصت ازدواج در سن مناسب را از آنان گرفت؛ قانون همچنان مردان را سرپرست خانواده می­شمرد، در حالی که زنان در حوزه‌ی مدیریت خانواده و مشارکت اقتصادی سهم داشتند؛ فرصت فرزندآوری محدود و تعداد فرزندان نیز کاهش یافت و...
 
به این گونه بود که علی‌رغم انجام کارهای نسبتاً اساسی در حوزه‌ی زنان، با حمایت جریان نواندیشی، به جهت دوری از فضای کارشناسی واقعی و بومی کشور و به منظور جلب حمایت نهادهای بین­المللی، مشکلاتی ایجاد شد که حل آن‌ها اگر غیرممکن نباشد، به زمانی بسیار طولانی احتیاج دارد. چنانچه نواندیشی خود اعتراف می‌کند، شاید اگر مسئله زنان از دایره‌ی اولویت­های آنان خارج بود، زنان امروز به جای پرداختن بهای شتاب‌زدگی­های آن دوران، وضعیت متفاوت و معقول­تری را تجربه می­کردند.[6]
 
امروزه زنان در وضعیت مبهم و نامعلومی میان سنت و مدرنیته قرار دارند. از طرفی جامعه‌ی سنتی ایرانی با قدرت و اقتدار، اولویت و ارزش­های خود را پیگیری می­کند، اما افرادی که در سیستم تربیتی مدرن تربیت و رشد یافته­اند، ارزش­های خود را می­طلبند. از آنجا که جامعه‌ی ایرانی از دیرباز جامعه‌ی سنتی‌دینی بوده و همچنین از آنجا که پیش‌تر نیز اشاره شد، فرصتی برای هضم، فهم و ایجاد تغییرات لازم در راستای گذار از سنت به مدرنیته ایجاد نشده است، این سرگردانی ادامه خواهد یافت. جامعه‌ی ایرانی در کنار تمام موفقیت‌های فردی، شغلی و تحصیلی، زن ایرانی را بر حسب مؤلفه­های دینی و سنتی همچنان در خانواده و در کنار همسر و فرزندان می­شناسد، در حالی که مطابق آموزه­های مدرن، موفقیت فردی و پیگیری خواست‌های فردی مؤلفه‌ی اصلی هویت­ساز است. چنین است که زن ایرانی در انتخاب بین محدودیت‌های ساختاری ورود به زندگی خانوادگی (که طبیعی و ذاتی هر ساختاری است) و قبول مسئولیت­های همسری و مادری و پیگیری خواست­های فردی، در تردید است. حل این مسئله نیازمند حل تعارضاتی است که در تعریف آزادی و موفقیت فردی و اهمیت خانواده و قبول نقش و محدودیت‌های حاصل از آن است.
 
از آنجا که در ایران نیز همانند سایر کشورها، امکان موفقیت مردان در شرایط تجرد و تأهل از زنان بیشتر است، شاید بتوان با بازتعریفی در معیارهای موفقیت زنانه و مردانه و تغییر آن در مسیر موفقیت‌های گروهی (مانند خانواده)، آن را تعدیل کرد. در این صورت، فداکاری زن و مرد برای ساختن یک خانواده و تربیت فرزندان موفق، محرومیت از اهداف فردی و ناکامی از پیگیری اهداف شخصی قلمداد نشده و ارزشمند خواهد شد.
 
موفقیت و شکست هر دو از مفاهیم ذهنی هستند که با توانایی و امکانات در دسترس تعریف می­شود و هر چه فرد از خود، موقعیت و امکاناتش به نحو واقعی آگاه­تر باشد، بهتر می‌تواند نسبت به تصمیمات خود اقدام کند. به نظر می‌رسد این اقدام با ایجاد فضای تفاهم و گفت‌وگو میان زنان و مردان امکان­پذیر است؛ به نحوی که مردان نگاه سنتی خود از زنان را تعدیل کرده و زنان نیز پذیرفتن تعریف تجویزی از موفقیت را با توجه به موقعیت بومی و سنتی جامعه‌ی ایرانی بازتعریف کنند. (*)
  
پی‌نوشت‌ها
 
[1]. عبدی عباس، روشن‌فکری دینی و مسائل فوری‌تر از مسئله‌ی زنان، نشریه‌ی زنان، ش 58.
[2]. محمدی مجید، جنسیت، خط قرمز روشن‌فکران دینی، نشریه‌ی زنان، ش 58.
[3]. عمادالدین باقی، مسئله‌ی زنان، کدام مسئله، نشریه‌ی زنان، ش 58.
[4]. عبدی، همان.
[5]. باقی، همان (پانویس شماره‌ی 1 تا 5 به نقل از داود مهدوی‌زادگان، «پروژه‌ی روشن‌فکری دینی و مسئله‌ی زنان»، مجله‌ی شورای فرهنگی و اجتماعی زنان، شماره‌ی 8).
[6]. مجید محمدی، جنسیت، خط قرمز روشن‌فکران دینی، نشریه‌ی زنان، ش 58؛ عمادالدین باقی، مسئله‌ی زنان، کدام مسئله، نشریه‌ی زنان، ش 58؛ عباس عبدی، روشن‌فکری دینی و مسائل فوری‌تر از مسئله‌ی زنان، نشریه‌ی زنان، ش 58.

سها خراسانی

پایگاه برهان

انتهای متن/

منبع : فارس

پربازدیدترین امروز

website tracking