۲۰ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰۳:۰۳

«در ستایش زندگی»

حالا که رفتن از خانه تا اداره و برگشتن، دیدن یک دوست، خرید مایحتاج، رفتن به تفریح و گردش و سفر و هر جا که دوست داری به دشواری جان کندن شده، ارزش زندگی را فهمیده ایم.

این روزها که اندیشه فردا در هاله ای از ابهام است و اندیشیدن با بیم و امید به آنچه که دیگر به آسانی نمی توان به آن اندیشید. حالا معنا و کیفیت زندگی و عشق به آینده بیشتر خود را نشان داده و به این ترس مدام و لحظه های عجیب دهن کجی می کند.

در بخشی از کتاب «در ستایش زندگی» نوشته‌ی "مسیحا برزگر" آمده است: «یکی از کتاب‌های محبوب من، جاناتان، مرغ دریایی اثر ریچارد باخ است. شخصیت اصلی کتاب، جاناتان است. جاناتان، یک مرغ دریایی‌ست. او شیرینی پرواز را کشف می‌کند، خطر می‌کند، به ارتفاع هزار متری می‌رود و از آنجا با سرعت تمام، شیرجه می‌زند.

او دائم رکورد سرعت پرواز خویش را ارتقا می‌بخشد. او در پرواز خویش، چرخش‌ها و پیچش‌های تازه‌ای را کشف می‌کند. گرچه در مصاف توفان و امواج سرکش دریا، چندین بار زخم برمی‌دارد و بال و پرش می‌شکند، اما اراده‌ی‌ او نمی‌شکند. او تجربه‌ی پرواز را، علی‌رغم همه‌ی دشواری‌هایش، دوست دارد. هنگامی‌که همه‌ی مرغان دریایی دیگر، که از دسته‌ی جاناتان بودند، در مزبله‌(زباله دانی)های نام و نان و مقام و اعتبار، دنبال غذا می‌گشتند، جاناتان در آسمان‌ها بود و دنبال اوج بلند بودن خویش می‌گشت. او بادهای گوناگون را برای آزمودن شیرجه‌های گوناگون خویش تجربه می‌کرد.

هنگامی که مرغان دریایی دیگر در اطراف کامیون‌های حمل زباله پرسه می‌زدند، جاناتان بر فراز بلندترین و سرکش‌ترین موج دریا، آماده‌ی شیرجه می‌شد. جاناتان، مرغ دریایی بود. او با دریا و موج و توفان مأنوس بود. مرغان دریایی دیگر، در مقایسه با او، مرغان دریایی نبودند، بلکه مرغان مزبله بودند. جاناتان خطر می‌کند. او از زندان عادت‌هایی که جامعه بر او تحمیل کرده، بیرون می‌آید و با حقیقت خویش، یعنی مرغ دریایی بودن، آشنا می‌شود. مرغان دریایی دیگر، از جاناتان خودشناس و خودشکن واهمه دارند.»

انتهای پیام

منبع : ایسنا
website tracking