۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۵۷

کرونا؛ سرباز بی‌تفنگ، پزشک بی‌ماسک

گروه جامعه: نچه می‌خوانید روایت دکتر لادن زینلی متخصص بیماری‌های عفونی از وضعیتی است که وی و همکارانش با آن مواجه‌اند.
این روزها دائما در حال ویزیت بیماران کرونایی هستم. یعنی سرباز خط مقدم این جبهه جنگ باکرونا. سالهای جوانی‌ام را درس خواندم. اکنون که این بیماری ویروسی مرتبط با رشته‌ی تحصیلی من دامن دنیا را گرفته وقت آن است که بنده رسالتم را انجام دهم. اما در این جبهه تفنگ ندارم. تفنگ من ماسکی است که باید بر چهره بگذارم که درگیر نشوم و خانواده‌ام را درگیر نکنم.امشب از جبهه کمی فاصله گرفتم و رفتم به دنبال خرید تفنگ، اما گیر نیامد. تازه، فروشنده گفت: خانم این ماسک فقط برای پزشکان است. گفتم: منم همان پزشک بینوا هستم، همان فراری از مالیات، همان سوژه طنز مدیری، همان پولدوست بی‌رحم، همان که تافته جدا بافته بودم.گفت: خانم دکتر چونکه پزشکی پس میتوانم برایت تا آخرای هفته آینده ماسک بیارم اما آیا قیمت ماسک را میدانی؟ گفتم: مگه ۴۰۰۰ تومان بیشتره؟ گفت: زهی خیال باطل ۸۵ هزار تومان. خب با خودم فکر کردم حداقل روزی دو تا باید مصرف کنم میشود ۱۷۰ هزار تومان. گفتم به درک آقا ۲۰ عدد برایم بیار اگر حقوقم را دادند دوباره میام و میگیرم. گفت: نه نمیشه ؛ ۵ عدد برایت میارم. و تازه کلی منت گذاشت که خیلی گرونتره و من دارم برای شما ارزون حساب میکنم. اما من که به عمرم کاسبی نکرده بودم بلد نبودم چانه بزنم کلی تشکر کردم و بیعانه گذاشتم و آمدم بیرون. ولی سوالی دارم، آیا سرباز را در جبهه بی‌تفنگ رها میکنند و میگویند: اگر بدون تفنگ نمیتونی با مشت و لگد دشمن را از بین ببری، خودت میدانی برو تفنگ بخر ؟؟من آن سرباز امروزم همان زن ضعیفه که ارزشم نصف مرد است اما الان سربازم و هم دوش سربازهای مرد دارم میجنگم. سالها درس خواندم که سرباز صفر نشوم. چقدر احمق بودم. ای کاش پشکل فروخته بودم. راستی الان میدانید کود چقدر گرون است؟ اما مغز و دانش من هیچ نمی‌ارزد. این دق‌نامه‌ی من است. دق‌نامه‌ی پزشکی جوان و خسته که تفنگ (ماسک) ندارد، لباس رزم ندارد، تست کرونا هم نداده، حتی پدر و مادرم هم در این دنیا نیستند که برایم دعا کنند..
کلیدواژه ها :سرباز
منبع : بهارنیوز
website tracking