۷ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۵۱

پیمان «ان، پی، تی» بمانیم یا خـارج شویم؟!



با اجرای گام چهارم هسته‌ای در کاهش تعهدات برجامی جمهوری اسلامی ایران ،زمزمه برخی محافل و نویسندگان برای خروج ایران از معاهده منع تکثیر سلاح‌های اتمی برای گام پنجم و ششم شنیده می‌شود.واکاوی این موضوع مستلزم شرح تاریخچه مذاکرات،ساختار آژانس انرژی اتمی و اهداف و عایدی ایران به عنوان یک کشور مستقل و عضو کامل سازمان ملل متحد، از این معاهده می‌باشد که به آن پرداخته خواهد شد.

الف) معاهده NPT، حقوق و تکالیف
معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی در سال 1967 م توسط 43 کشور از جمله ایران در نیویورک منعقد و هدف خود را جلوگیری از تکثیر واشاعه سلاح‌های اتمی و پیگیری خلع سلاح اتمی و نهایتا یاری رسانی به کشورها یرای دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای قرار داد. این معاهده دارای 11 بند است.لازم به توضیح است که پروتکل الحاقی ضمیمه ایست 18 بندی که برای توسعه و سختگیرانه کردن هر چه بیشتر معاهده و افزایش اختیارات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در سال 1997 م به تصویب آژانس رسیده است.
تکالیف
ماده 1 و2 در مورد تعهد کشورهای دارنده سلاح اتمی (تا تاریخ امضای پیمان ) و کشورهای فاقد سلاح به عدم‌اشاعه و پیگیری تولید تسلیحات اتمی میباشد. ماده 3 به تعهد کشورهای فاقد سلاح در مورد نظارت وتائید بر پایبندی به تعهد ماده 2 می‌باشد که به آژانس انرژی اتمی IAEA محول شده است.در ماده 6 به خلع سلاح قدرت‌های دارای سلاح و توقف مسابقه تسلیحاتی پرداخته است.
حقوق
ماده 4 معاهده حق اعضاء در راه تحقیق و توسعه و تولید و بهره‌برداری انرژی صلح آمیز هسته‌ای را به رسمیت شناخته و به تشریک مساعی جهت رفع احتیاجات آنها تاکید کرده است. در ماده 5 حق استفاده از انفجارهای هسته‌ای با هدف استفاده صلح آمیز و تامین ادوات انفجاری در اختیار دول فاقد سلاح نیز به رسمیت شناخته شده است. در ماده 7 حق ایجاد پیمانهای منطقه‌ای جهت خلع سلاح اتمی توصیه شده است.در ماده 8 به فرآیند اصلاح مواد معاهده و شرایط تصویب و اجرای آن‌اشاره شده است. ماده 9 مربوط به حکومتهای نگه دارنده متون اصلی معاهده می‌باشد.ماده 10 به حق وشرایط خروج کشورها از معاهده پرداخته و در تبصره دوی آن مدت زمان تمدید معاهده را شرح داده است.
ماده 11 هم به زبان متون اصلی معاهده جهت بایگانی در کشورهای عضو اختصاص دارد.
ب) ساختار آژانس و ماهیت عملکردش
طبق تجربه تاریخی که از آژانس انرژی اتمی همانند دیگر سازمان‌های بین‌المللی سراغ داریم ،دو عنصر قدرت و پول نقش بارزی را در نحوه اداره و کارکرد آن بازی می‌کنند. یعنی به طور کلی کشورهای دارای قدرت و سلطه جهانی ودارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد وهمچنین کشورهایی که به لحاظ بودجه و دستمزد پرسنل وساختار اداری آژانس را تامین می‌کنند دارای نفوذ بلامنازعی در جهت‌گیری‌ها و سیاست گزاری‌های آن می‌باشند.
آنچه که از نحوه کار آژانس با ایران در این سال‌ها میتوان فهمید با هدایت بلوک غرب خصوصا آمریکا ، همیشه نسبت به ایران دارای نگاه ویژه (بد بینانه) بوده وسختگیری بی‌سابقه‌ای در اجرای پادمان و رویه‌های کاری آن اعمال شده است. قانون‌شکنی، بهانه‌گیری و ارائه مستندات غیر واقعی و برگرفته از سازمان‌های جاسوسی و تروریستی و گزارشات جانبدارانه اپوزیسیون جمهوری اسلامی، در تمام این دوران مشکل اساسی در روابط ایران با آژانس ایجاد کرده است. سؤال پشت سؤال و مسئله پشت مسئله برای ایران مطرح شد و همکاری و پاسخ‌های ایران در مذاکرات فنی و طولانی گویی هیچ‌گونه اثری در کاهش ظنیات آژانس نداشت وخبری از عادی سازی پرونده ایران در شورای حکام نیست.
اساسا دبیرکل‌های این سازمان با اعمال نفوذ کشورهای قدرتمند خصوصا آمریکا منصوب شده و آنها در ادای وظایف و اجرای کارها به هیچ وجه استقلال عمل ندارند.همانطور که ایران بارها بر رعایت اخلاق کاری وحرفه‌ای آژانس و شان حقوقی سازمان در جهان تاکید کرده است ،ولی گوش شنوایی یافت نمی‌شود.جاسوسی و اقدام به خراب کاری از جمله کارهایی بوده که از بازرسان اعزامی به ایران برای بازدید تاسیسات هسته‌ای سر زده و در مواردی کشف و خنثی شده است.در برجام هم که پس از 12 سال مذاکره ایران با قدرت‌ها به یک توافق بینابین و ضعیف (از دید ایران و آمریکا ) دست یافتیم، همین آژانس شد مسئول راستی‌آزمایی تعهدات ایران ،در حالیکه هیچ نهاد وساز و کار بین‌المللی نبود که به تعهدات طرف‌های مقابل نظارتی داشته باشد.
در واقع جریان یک طرفه که از سمت آژانس و قدرت‌ها نسبت به ایران اعمال می‌شود نیز با بقیه کشورهای جهان خصوصا آنهائیکه در بلوک غرب جای نمیگیرند همان می‌شود که نمونه‌های آن را در عراق و لیبی شاهد بودیم.مشکل اساسی اینجا است که رویکرد و عملکرد سیاسی منبعث از نفوذ قدرت‌ها بر کار حرفه‌ای و تخصصی مرجع کنترل عدم‌اشاعه هسته‌ای و توسعه انرژی صلح آمیز هسته‌ای سایه انداخته و آژانس را از اهدافی که برای آن تشکیل شده است بکلی دور کرده است.
ما ادامه این تناقض رفتاری را در بیرون از معاهده یعنی درباره کشورهایی هم که معاهده را امضاء نکرده‌اند نیز در شورای امنیت شاهد هستیم و سختگیری را به طور مثال فقط درباره کره شمالی شاهد هستیم در حالیکه اصلا اتفاقی در مورد کشورهایی مثل رژیم صهیونیستی، هند، پاکستان و آفریقای جنوبی زمان آپارتاید نمی‌افتد وتهدید‌کننده صلح جهانی قلمداد نمی‌شوند.حقیقت اثبات شده متواتر این است که عملکرد سازمان‌های بین‌المللی بیشتر در جهت منافع قدرت‌های بزرگ و کنترل کشورهای ضعیفتر پی ریزی شده و آژانس انرژی اتمی به عنوان متولی معاهده NPT یک نمونه بارز و حاضر است.
ج )نقص در اجرای معاهده
به نظر پایه تنظیم معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی (که ابتدا بین آمریکا ،انگلیس و شوروی سابق مطرح شد) علیرغم ادعای آن بر یک تبعیض و بی‌عدالتی شکل گرفته است.از این منظر از ابتدا کشورهای دارای سلاح اتمی برای خود حق در اختیار داشتن سلاح را برای خود محرز دانسته و برای اینکه از دستیابی دیگران به آن جلوگیری کنند، اقدام به تنظیم این معاهده برای کنترل بقیه کرده‌اند.
هیچ کس نپرسیده است که چرا تعداد معدودی را رواست که تسلیحات کشتارجمعی اتمی داشته باشند ولی جمع کثیری را خیر ؟ هیچکس نمی‌پرسد اگر داشتن سلاح اتمی بد و مضر به حال صلح جهانی است چرا برای همه کشورهای جهان بلا استثناء ممنوع نباشد؟چرا باید موازنه قوای نظامی استراتژیک به ضرر کشورهای فاقد سلاح رقم بخورد و برای آن بستر قانونی چیده شود؟حق برابر ملت‌های دیگر در دفاع از خود را با وضع موجود، کدام شرایط و ترتیبات حقوقی یارای پاسخگویی مناسب است؟ چرا هیچکس نپرسیده است از نه تنها عدم اجرای ماده 6 معاهده معطوف به خلع سلاح هسته‌ای، بلکه قدرت‌ها به نوسازی و مدرن‌سازی زرادخانه‌های اتمی خود ادامه می‌دهند. چرا فقط بحث عدم‌اشاعه به صورت جدی پیگیری شده است ونه خلع سلاح؟
د) عایدی ایران از معاهده
ایران به عنوان یکی از کشورهای موسس NPT و پیشرو در جهت ایجاد خاورمیانه عاری از سلاح اتمی و به عنوان تنها کشوری که بیشترین همکاری و مدارا را با IAEA داشته است، کمترین خدمات و پشتیبانی را از معاهده‌ای که در آن به کمک و تعاون نسبت به کشورهای عضو در راه ایجاد تسهیلات جهت به دست آوردن انرژی صلح آمیز اتمی داشته است و چه بسا به جای کمک، سنگ‌اندازی و ایجاد مشکل در این مسیر صورت گرفته است. هر آنچه را که در رابطه ایران با آژانس بر طبق NPT می‌توان استحصال کرد فقط بحث تکالیف و وظایف مندرج در آن برای کشورهای فاقد سلاح بوده است واز حقوق و مزایای مصرح در آن خبری نیست.
یک سؤال اساسی پیش می‌آید، اینکه اگر یکی از دلایل بلکه مهم‌ترین دلیل کشورها برای پیوستن به معاهدات و سازمان‌های بین‌المللی استفاده از فواید و تسهیلات احتمالی آنان است، حال که ایران را هیچ منفعتی نرسیده و فقط تکالیف و بهانه‌جویی‌ها و خواسته‌های بستر ساز نقض امنیت ملی این سازمان به کشورمان رسیده، چرا باید ایران به عضویت خود در IAEA و NPT ادامه دهد و حتی مجری پروتکل الحاقی باشد که به مراتب نظارت گسترده‌تر و سختگیرانه‌تر از خود معاهده دارد؟
اگر میزان را محاسبه هزینه فایده نیز در نظر بگیریم آیا ماندن ایران در آن به نفع ایران است؟ اگر چه خروج از NPT می‌تواند یک عکس‌العمل در گام‌های بعدی ایران نسبت به بدعهدی و عدم رعایت قواعد بازی از سوی آمریکایی‌ها و اروپا باشد ،منتهی آیا در حالت عادی نیز می‌توان انتظار منفعت قابل توجهی از آژانس برای کشور متصور بود و به امید نرمال‌سازی پرونده ایران در آژانس نشست؟ آیا ما هر چه تا الان بدست آورده‌ایم به همت و تلاش خود جوانان و دانشمندان این سرزمین نبوده است، که الان منتظر مساعدت دیگران به ایران در آینده بایستیم؟ سرابی تعبیر نشدنی!!
ر) تبعات خروج از معاهده برای ایران
با توجه به اینکه حضور ایران در آژانس تا به حال هیچ دستاوردی قابل ملاحضه برای ایران نداشته است، بدیهی است که با فرض نبودن ایران در آن نیز تفاوت بارز و ملموسی در عمل به‌وجود نیاید. چراکه با وجود عضویت و پایبندی کامل و فراتر از قانون ایران، هم رفتار تبعیض آمیز آژانس و هم مسئله تحریم‌ها و متهم شدن ایران به نقض صلح جهانی و تهدید امنیت ملی، رویه ثابت و توقف ناپذیر آمریکا و غرب در مواجه با ایران بوده است. با ملاحظه اینکه ماده 10 معاهده حق ما را با حفظ شرط عدم‌النفع به رسمیت شناخته و اعمال آن هیچگونه مجازات و مضیقه‌ای قانونی به لحاظ مفاد معاهده برای کشور خروج‌کننده مترتب نکرده است ،راه را برای تصمیم ایران بر خروج هموار می‌سازد. قابل ذکر است که تحلیل بعضی از متخصصین امر مبنی بر ارجاع ایران به شورای امنیت بعد از خروج جهت سخت‌تر شدن وضعیت امنیتی ایران با لحاظ اینکه ایران کاری خلاف قوانین بین‌المللی و صلح جهانی انجام نداده است بیشتر بهانه جویی و مصداق ضرب المثل معروف خودکشی از ترس مرگ است. کمااینکه همین الان هم با وجود عضویت در معاهده و توافق نامه برجام ذیل قطعنامه 2231 سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ بشری به طور کامل بر ایران اعمال شده است. در این بین لازم است ملاحضات کشورهای دوست یعنی چین و روسیه را درباره ایران در عرصه آرایش بازیگران روابط بین‌الملل مورد توجه قرار داده و به جایگاه ممتاز و بی‌بدیل ایران در صحنه‌گردانی سیاست جهانی در مواجه با غرب و آمریکا اذعان کرده و بدانیم در این بخش نسبت به هم وابستگی متقابل غیر قابل انکاری وجود دارد.
ز) افزایش قدرت استراتژیک
از آنجا که با خروج ایران از NPT مسئله کنترل اتمی ایران از بین خواهد رفت ، به طور خودکار پدیده ابهام استراتژیک در مقوله قدرت هسته‌ای رخ خواهد نمود و به طبع آن همانند مسئله برنامه موشکی و تسلیحات نظامی ایران عدم توانایی غرب و آمریکا در محاسبه قدرت ایران به بازدارنگی استراتژیک در سطحی بسیار بالاتر منجر خواهد شد.
نتیجه‌گیری:
با عنایت به موارد گفته شده در این مقاله با خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی و همچنین معاهدات مکمل آن از قبیل معاهده CTBT (معاهده منع آزمایشات اتمی) که هنوز به تصویب مجلس شورای اسلامی هم نرسیده است، می‌توان راه را برای کنترل و بهانه گیری‌هایی تمام نشدنی آمریکا بر ایران بست و به توسعه انرژی اتمی و قدرت ملی ایران چه در بخش مصارف صلح آمیز و چه در بخش نظامی آن البته بسته به شرایط امنیتی و سیاسی روز با استقلال کامل رهنمون شد.
باشد که این موضوع مورد توجه رهبران و دست‌اندرکاران اداره کشور قرار گیرد.
والسلام
کامبیز شریفی مقدم
دانشجوی کارشناس ارشد روابط بین‌الملل

منبع : کیهان

پربازدیدترین امروز

website tracking