۵ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۷:۵۹

عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست

عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست
هر سوگی که بر دوش می‌کشید مهم است بپذیرید که چقدر بد، سخت، هراسناک و وحشت‌انگیز است و دوام آوردن در آن غیرممکن...

کتاب "عیبی ندارد اگر دلت خوش نیست" نوشته مگان دیواین به موضوع از دست دادن عزیزان و چگونگی رویارویی با آن می‌پردازد و سبب می‌شود تا نسبت به عشق، فقدان و دل‌شکستگی تجدید نظر کنید.

مگان دیواین در این کتاب از تجربیات شخصی خود می‌گوید و بر اساس این تجربیات برای شما نحوه مواجهه با سوگواری را شرح می‌دهد که لازم به ذکر است که دیواین در این کتاب با تکیه بر فرهنگ مردم آمریکا سخن می‌گوید، اما کلیت صحبتی که به دنبال انتقال آن است با همه فرهنگ‌ها همخوانی دارد.

این نویسنده سال‌ها به عنوان روان‌درمانگر خصوصی فعالیت داشت و به دیگران برای مواجهه با مشکلاتشان کمک می‌کرد، تا اینکه همسر خود را از دست داد و متوجه شد تمام نصایح و راهنمایی‌هایش که تا آن روز به بیماران ارائه می‌کرد کارآمد نبوده، چراکه او تا آن زمان از غم و سوگواری هیچ نمی‌دانست و آن را از نزدیک لمس نکرده بود. 

پس از مرگ همسرش با هزاران سوگوار همکاری داشت و از این طریق اطلاعات و تجربه زیادی در مواجهه با این معضل به دست آورد و حاصل تجربیات این دیدارها و نظریات وی، کتاب پیش‌ روی ما است.

کتاب "عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست" دیدگاهی متفاوت ارائه می‌دهد و تشویقتان می‌کند که در ارتباطتان با عشق، فقدان، دل‌شکستگی و جامعه تجدید نظر کنید.

در بخشی از کتاب آمده است که زمانی که مرگ ناگهانی یا حادثه‌ای ناگوار در مسیر زندگی‌تان رخ می‌دهد، همه چیز تغییر می‌کند حتی وقتی انتظارش را دارید، مرگ یا فقدان همچنان غافلگیر کننده است و همه چیز متفاوت می‌شود، زندگی‌ای که انتظارش را داشته‌اید ناپدید می‌شود و دود می‌شود و به هوا می‌رود.

دنیا بر سرتان خراب می‌شود و دیگر هیچ‌چیزی منطقی به نظر نمی‌رسد، زندگی عادی بود و حالا هرچه که هست عادی نیست، مردمی که عاقل بودند حال برای شما شعار می‌دهند و نصیحتتان می‌کنند و سعی دارند شما را شاد و دردتان را از شما دور کنند.

فکر نمی‌کردید اینگونه باشد، زمان متوقف شده و هیچ‌چیز واقعی نیست. ذهنتان نمی‌تواند جلوی تصویرسازی مجدد رویدادها به امید نتیجه‌ای متفاوت را بگیرد.

دنیای معمولی ظالمانه به نظر می‌رسد و شما نمی‌توانید چیزی بخورید یا بخوابید و هر وسیله‌ای برایتان مصنوعی می‌شود و به نمادی در زندگی تبدیل می‌شود و جایی نیست که این فقدان لمسش نکرده باشد.

در این مدتی که از مصیبت وارده به شما می‌گذرد همه‌جور حرفی را می‌شنوید: " او نمی‌خواهد تو ناراحت باشی"، "تو قوی و دانایی و از پس این مصیبت برخواهی آمد" و ...

متاسفانه شعار و شادباش گویی دردی را دوا نخواهد کرد و در واقع این نوع حمایت سبب می‌شود احساس کنید کسی شما را درک نمی‌کند و این درد مانند بریدگی کوچک با کاغذ یا بحران شخصیتی که نیست!

تنها راه پیش‌رو گفتن حقیقت در مورد سوگ است، فقدان شما واقعا همانقدر که فکر می‌کنید بد است و مردم هرچقدر هم که تلاش کنند واقعا به همان بدی‌ای که فکر می‌کنید به فقدان شما واکنش نشان می‌دهند و شما دیوانه نیستید و در اصل اتفاقی دیوانه‌کننده رخ داده و شما نیز مانند هر شخص عاقل دیگری به آن واکنش نشان داده‌اید.

انتهای پیام

منبع : ایسنا

پربازدیدترین امروز

website tracking