۲۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۳۵

جان بولتون، معمار اصلی سیاست فشار حداکثری علیه ایران بود

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و آمریکا؟

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و آمریکا؟
اخراج بولتون چه تاثیری بر روابط امریکا با ایران و دیگر کشورها خواهد گذاشت؟ آیا علت اصلی برکناری بولتون، اختلاف‌نظر او با ترامپ درباره موضوع مذاکره با روحانی بود؟
آفتاب‌‌نیوز :

سرویس بین الملل- سایت‌ها و روزنامه‌های بین‌المللی به خصوص امریکایی توجه ویژه‌ای به برکناری و اخراج جان بولتون از سمت مشاور امنیت ملی رییس جمهوری آمریکا نشان داده‌اند و به گمانه‌زنی درباره پیامدهای این موضوع پرداخته‌اند.

به گزارش آفتاب‌نیوز؛ سایت "ووکس" با اشاره به اینکه بولتون در حال حاضر سومین مشاور امنیت ملی ترامپ است که سمت خود را پس از "مایکل فلین" و "اچ ار مک مستر" ترک می‌کند، می‌نویسد: "برخلاف آن دو نفر، هرگز تصور نمی‌شد که بولتون تا آخر در مقام خود باقی بماند چرا که در بسیاری از موارد دیدگاه متفاوتی در عرصه سیاست خارجی با ترامپ داشت. علیرغم آنکه ترامپ در تلاش برای خارج کردن امریکا از جنگ‌های پرهزینه خارجی و دور نگهداشتن آن کشور از وارد شدن به جنگ‌های جدید بود، بولتون معمار اصلی جنگ عراق در سال 2003 میلادی بود و مدت‌ها است که طرفدار تغییر رژیم در کشورهای خاورمیانه و امریکای لاتین با مداخله امریکا است. مطمئنا همانگونه که بسیاری انتظار داشتند این ناسازگاری باعث اصطکاک میان این دو نفر در مورد موضوعات مهم سیاست خارجی از جمله کره شمالی، ایران و ونزوئلا شد".

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و امریکا؟

این سایت در ادامه با طرح این پرسش که "بولتون چگونه ترامپ را از دست داد"؟ می‌نویسد: "اولین اختلاف بزرگ میان آن دو درباره کره شمالی بود. بولتون از دوران بوش تعارض بسیاری با دولت پیونگ یانگ داشته و از انجام اقدام نظامی هوایی پیشگیرانه علیه تاسیسات هسته‌ای آن کشور طرفداری کرده بود و به دولت ترامپ فشار آورد تا رویکرد جنگ‌طلبانه‌ای در قبال "کیم جونگ اون" رهبر کره شمالی داشته باشد. این در حالی بود که رییس‌جمهوری امریکا تلاش می‌کرد تا دیدار چهره به چهره مستقیم و مذاکره با کره شمالی را انجام دهد. اینگونه هم شد و ترامپ توصیه‌های بولتون در مورد کره شمالی را نادیده گرفت و چندین بار با کیم دیدار کرد و گفته که برای انعقاد قرارداد با کیم عجله‌ای ندارد. در مورد ونزوئلا، بولتون به تشکیل کارزار برای سرنگون کردن "نیکلاس مادورو" رییس جمهروی ونزوئلا باور داشت. ترامپ با این نظر موافقت کرد و از "خوان گوایدو" رهبر مخالفان دولت ونزوئلا حمایت و او را رهبر واقعی ونزوئلا معرفی کرد. بولتون و اطرافیان او ترامپ را متقاعد کرده بودند که مادورو به زودی سرنگون خواهد شد. با این حال، این سناریو تحقق نیافت و به نظر می‌رسد به زودی هم تحقق نخواهد یافت.

بولتون حتی در جریان مذاکرات با طالبان نیز درباره چگونگی پایان دادن به جنگ در افغانستان از روند مذاکرات کنار گذاشته شد. در گزارش‌ها اشاره شده که او مخالفت آشکار خود را با مایک پمپئو وزیر امور خارجه امریکا ابراز کرده بود. مهمتر از همه ترامپ و بولتون در مورد ایران با یکدیگر اختلاف‌نظر داشتند. هر دو طرف از موضع سخت‌گیرانه در قبال ایران حمایت می‌کردند. با این حال، در مورد اینکه هدف نهایی باید چه باشد و از چه ابزاری برای رسیدن به آن استفاده شود دیدگاه متفاوتی از یکدیگر داشتند. ترامپ بارها گفته است که هدف‌اش مذاکره برای توافقی تازه و بهتر با ایران به جای برجام است. او خواستار لغو توافق هسته‌ای دوران اوباما است. تحریم اقتصادی اعمال شده علیه ایران از سوی ترامپ ابزاری برای دستیابی به این هدف بوده است. فرض ترامپ بر این پایه است که تحریم‌ها به قدری بر اقتصاد ایران فشار می‌آورند که دولت ایران در نهایت تصمیم می‌گیرد برای رهایی از شر تحریم‌ها به میز مذاکره با امریکا بازگردد. در مقابل، بولتون خواستار سرنگونی حکومت ایران و جایگزین ساختن آن با حکومتی دوست امریکا بود. او هیچگاه پنهان نکرده بود که مایل به استفاده امریکا از قوای نظامی برای شکست دادن ایران است. این دقیقا نقطه مقابل خواست ترامپ است که همواره از ماجراجویی‌های نظامی خارجی دوری کرده است. او بارها گفته که نمی‌خواهد وارد جنگ با ایران شود".

ووکس در پایان می‌نویسد: "بولتون همواره گفته بود که تصمیم‌گیرنده نهایی در سیاست خارجی امریکا شخص رییس‌جمهوری است. با این وجود، واقعیت آن است که او در جهتی حرکت می‌کرد که سیاست خارجی را در مسیری خصمانه قرار می‌داد. خروج بولتون از دولت بدان معنا است که رییس‌جمهوری امریکا می‌تواند در صورت تمایل به مشاوره‌های اطرافیان خود گوش کند. با این وجود، در پایان، سیاست خارجی امریکا آن چیزی است که اراده ترامپ درباره آن تصمیم‌گیری می‌کند. حتی یک بوروکرات جنگ‌طلب مانند بولتون نیز نمی‌تواند این موضوع را تغییر دهد.

استراتژی مبهم ترامپ

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و امریکا؟

شبکه خبری "سی ان ان" نیز در گزارشی با اشاره به برکنار بولتون از مقام خود می‌نویسد، اخراج بولتون به سادگی تازه‌ترین نمونه از ماهیت کاملا سرسختانه ترامپ است. او هیچ استراتژی جامعی ندارد. هیچ طرحی وجود ندارد. در کاخ سفید تنها ترامپ وجود و حضور دارد که تصمیم‌گیری می‌کند. ترامپ حتی یک سخنرانی پیروزی ننوشته بود چرا که در دوره انتخابات حتی اطرافیان‌اش نیز اعتقاد نداشتند که او شانسی برای پیروزی داشته باشد. هیچ برنامه بزرگی برای دولت او از ابتدا وچود نداشت. فقط شخص او وجود داشته است. واقعیت آن است که ترامپ علاقه‌ای به شنیدن مخالفتی با نظرات خود ندارد. یکی از منابع آگاه می‌گوید حتی پیش از انتخاب بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی، او به ترامپ قول داده بود که در صورت انتخاب موجب آغاز هیچ جنگی نخواهد شد. آنچه وجود دارد فقط ترامپ و هوس‌های او است. این مسیری به سوی جهنم برای دولت امریکا است.

اخراج بولتون چه تاثیری بر روابط آمریکا با دیگر کشورها دارد؟

روزنامه "گاردین" نیز در گزارشی به این موضوع پرداخته که اخراج بولتون از سمت مشاور امنیت ملی چه تاثیری بر روابط امریکا با دیگر کشورهای جهان از جمله ایران و کره شمالی خواهد گذاشت. این روزنامه می‌نویسد: "برکناری بولتون می ‌تواند نشان‌دهنده اختلاف شخصی ترامپ با بولتون و یا نتیجه رقابت بولتون با پمپئو باشد. با این حال، دلیل آن هر چه باشد پیامدهایی برای سیاست خارجی امریکا خواهد داشت. ضدیت ترامپ با جهانی‌گرایی و چندجانبه‌گرایی باقی خواهد ماند. با این حال، سیاست عدم مداخله او در امور دیگر کشورها تقویت خواهد شد. در مورد افغانستان، بولتون مخالف خروج نیروهای امریکا از آن کشور بود. جالب است که به نظر می‌رسد ترامپ در روزهای اخیر ضمن لغو دیدار با رهبران طالبان با این موضع بولتون همراه شده است. در مورد ونزوئلا، بولتون خواستار اعزام سربازان امریکایی به آن کشور برای سرنگون کردن مادورو بود. بولتون مطمئن بود که مادورو سرنگون می‌شود و ارتش ونزوئلا به مخالفان خواهد پیوست. با این حال، این سیاست اعتبار خود را از دست داده و به موفقیت نیانجامید.

در مورد ایران، پمپئو، بولتون و مایک پنس همگی به ترامپ توصیه کردند تا پس از ساقط شدن پهپاد امریکایی توسط ایران برای حمله‌ای نظامی به ایران در تابستان امسال برنامه‌ریزی کند. با این حال، ترامپ از ترس عواقب حمله نظامی از این تصمیم عقب‌نشینی کرد. این مسئله سبب شد تا او صرفا به سیاست فشار حداکثری وابسته شود. متحدان اروپایی امریکا در برابر تصمیم ترامپ مقاومت کرده‌اند. واقعیت آن است که امریکا اگر قصد حمله به ایران را نداشته باشد تنها گزینه جایگزین گفت‌وگو با تهران است. بولتون نتوانست کاری کند که سناریوی تغییر رژیم در ایران تحقق یابد. اصلاح‌طلبان و اصولگرایان در ایران علیه یک دشمن خارجی متحد شده‌اند و اپوزیسیون خارج‌نشین نتوانست کاری انجام دهد. ترامپ اکنون خواستار دیدار با روحانی است. با این حال، صرف اخراج بولتون این دیدار را میسر نخواهد ساخت و او باید خواسته روحانی مبنی بر لغو تحریم صادرات نفت ایران را تحقق بخشد. پمپئو پس از انتشار خبر اخراج بولتون اعلام کرد که ترامپ می‌تواند با روحانی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در اواخر ماه جاری ملاقات کند.

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و امریکا؟

در مورد روسیه، ترامپ از تلاش دولت فرانسه برای بازگرداندن روسیه به جی -7 استقبال کرده بود؛ موضوعی که با مخالفت اروپایی‌ها مواجه شده است. بولتون مخالف این موضوع بود چرا که ضدپوتین بود و روابط امریکا و روسیه را خارج از چارچوب جنگ سرد نمی‌دید. ترامپ اکنون با اخراج بولتون فرصت مناسبی برای گشایش روابط با مسکو خواهد داشت؛ به خصوص پس از آن که مکرون رییس جمهوری فرانسه خواستار آغاز مذاکرات با روسیه درباره وضعیت اوکراین شده است. در مورد کره شمالی، بولتون از دوران بوش خواستار حمله نظامی پیش‌دستانه علیه آن کشور شده بود و به شدت مخالف گفت‌وگو با رهبر آن کشور بود. پس از انجام آزمایشات مکرر موشکی کوتاه‌برد کره شمالی، بولتون این آزمایشات را نقض قطعنامه‌های سازمان ملل دانست در حالی که ترامپ مخالف نظر او بود. بولتون حتی متهم به خرابکاری در پشت‌پرده برای برهم زدن مذاکرات امریکا با کره‌شمالی شده بود".

گشایشی برای مذاکره ایران و آمریکا؟

سایت "کوارتز" هم در گزارشی با اشاره به اینکه برکناری بولتون می‌تواند فضایی را برای گشایش مذاکرات و روابط ایران و امریکا باز کند، می‌نویسد: "بولتون سال‌ها خواستار تغییر رژیم در ایران با هر وسیله ضروری بود. حضور او در کابینه ترامپ به عنوان عامل مهم افزایش تنش با تهران در ماه‌های اخیر قلمداد می‌شد. او دائما خواستار مقابله با ایران بود. او پس از ساقط شدن پهپاد امریکایی توسط ایران خواستار اقدام نظامی امریکا علیه ایران شده بود. ترامپ با اشاره به این موضوع که خواستار تغییر رژیم در ایران نیست به طور علنی مخالفت خود را با بولتون نشان داد. "الکس وطن خواه" پژوهشگر ارشد انستیتو خاورمیانه معتقد است برکناری بولتون فرصتی را برای هر دو طرف ایرانی و امریکایی به منظور گشایش باب مذاکرات فراهم کرده است. گفت و گو هیج مشکلی ایجاد نمی‌کند. اگر گفت‌وگویی صورت گیرد انتظارات بسیار حداقلی خواهند بود".

خبری خوش برای طرفداران سیاست‌های اوباما درباره ایران

روزنامه دست راستی "واشنگتن اگزماینر" نیز در مقاله‌ای اشاره می‌کند که برکناری بولتون از مقام خود خبری خوش برای آن دسته از افرادی است که از سیاست اوباما در قبال ایران حمایت می‌کردند. ترامپ به تدریج از موضع سرسختانه در قبال ایران دور شد. نقطه عطف این موضوع دستور لغو حمله نظامی هوایی علیه ایران بود. ترامپ علیرغم تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران هنوز هم از برداشتن گام نهایی و موثر برای خنثی کردن برجام خودداری کرده است. از همه مهمتر او از پایان دادن به تمام جنبه‌های همکاری هسته‌ای با ایران خودداری کرده و همکاری غیرنظامی سایر کشورها با ایران را مستثنی کرده است. اکنون که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرده که ردپای اورانیوم را در یک انبار اتمی در ایران یافته است، ترامپ در مقابل می‌گوید خواستار دیدار با حسن روحانی رییس جمهوری ایران است. رفتار ترامپ در قبال ایران نامشخص است. از سویی ترس از درگیری بین‌المللی دارد، از سویی می‌خواهد ظاهری سرسخت از خود نشان دهد و از سوی دیگر خواستار نابودسازی میراث اوباما است. این درآمیختگی را می‌توان در تیم مشاوران او نیز دید که ترکیبی از افراد مختلف است؛ افراد تندرو، افرادی که با اوباما کار کرده‌اند، محافظه‌کاران غیرمتعهد و افرادی از بدنه دستگاه دیپلماسی واشنگتن هستند. اکنون با جدا ساختن بولتون از کابینه، آن طیفی در درون کابینه ترامپ خوشحال هستند که مخالف تندروی ترامپ در قبال ایران و احتمال وارد شدن امریکا به جنگ با آن کشور بودند. اکنون با حذف بولتون احتمال آن زیاد است که ترامپ کماکان در مسیر سازش با ایران گام بردارد".

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و امریکا؟

اختلاف بولتون و ترامپ درباره ایران

سایت "دیلی بیست" هم در گزارشی می‌نویسد به احتمال بسیار زیاد اختلاف‌نظر اصلی ترامپ با بولتون بر سر ایران بوده است. معمار اصلی سیاست فشار حداکثری علیه ایران بولتون بود. او سال‌ها خواستار فشار بر ایران بود. در ادامه مسیر، ترامپ علیرغم اتخاذ خط مشی سرسختانه علیه ایران از رویکرد خصمانه بولتون دور شد. به گفته دو منبع آگاه امریکایی و سه فرد درگیر در سیاستگذاری امنیت ملی در دولت ترامپ، طی چند هفته گذشته همه چیز مشخص شد. ترامپ در گفت‌وگو با بولتون و سایر اطرافیان گفت که خواستار دیدار با روحانی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر است. یکی از اصلی‌ترین پیش‌شرط‌های ایران برای پذیرش این دیدار رفع برخی از تحریم‌ها بوده است. به گفته سه مقام امریکایی، برای بولتون این موضوع که ترامپ حتی خواستار دیدار با روحانی است پایان کار بود. این موضوع نشان می‌داد که ترامپ اعتماد خود را به مشاور امنیت ملی‌اش از دست داده است. یکی از مقام‌های امریکایی می‌گوید بولتون و ترامپ آخرین صحبت‌شان درباره ایران بوده است. بولتون به ترامپ گفته بود: "چرا می‌خواهید با روحانی ملاقات کنید"؟

رویکرد ترامپ درباره ایران به چه سمتی خواهد رفت؟

سایت "المانیتور" هم در گزارشی می‌نویسد برکناری بولتون از سمت مشاور امنیت ملی نیز رویکرد ترامپ در قبال ایران را مشخص نخواهد کرد و ابهام در این‌باره حفظ خواهد شد. علیرغم آنکه پمپئو وزیر خارجه از تمایل ترامپ برای دیدار با روحانی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخن گفته با این حال، وزیر خزانه‌داری امریکا تحریم‌های تازه‌ای را علیه ایران وضع کرده و گفته به فشار اقتصادی علیه ایران ادامه خواهد داد.

این سایت با گمانه‌زنی درباره افرادی که ممکن است جانشین بولتون شوند می‌نویسد: "به نظر می‌رسد افرادی چون "ریچارد گرنل" سفیر امریکا در آلمان، "استفن بیگون" نماینده ویژه امریکا در امور کره‌شمالی، "داگلاس مک گرگور" سرهنگ بازنشسته امریکایی و "برایان هوک" نماینده ویژه امریکا در امور ایران از جمله گزینه‌های محتمل هستند".

"ریچارد گرنل" سفیر امریکا در آلمان تلاش شدیدی را برای بازداشتن شرکت‌های آلمانی از تجارت با ایران انجام داده است و موضعی شدیدا مخالف همکاری اقتصادی اروپایی‌ها با دولت ایران دارد. او از حامیان فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران است.

"استفن بیگون" نماینده ویژه ترامپ برای مذاکره با کره شمالی اظهارنظری درباره ایران نداشته است با این حال، انتخاب احتمالی او نشان خواهد داد که ترامپ به طور جدی خواستار دیپلماسی با ایران است.

نکته جالب توجه درباره "داگلاس مک گرگور" است. او صریحا گفته است که ایران به هیچ وجه امریکا را تهدید نمی‌کند و عربستان و امارات می‌خواهند امریکا را به درگیری با ایران بکشانند. او در مصاحبه‌ای با "فاکس نیوز" گفته بود که علیرغم آنچه در مورد ایران گفته می‌شود، این کشور در مبارزه علیه داعش با ما هدفی مشترک دارد.

"برایان هوک" نماینده امریکا در امور ایران در مقابل، تندترین مواضع را علیه ایران اتخاذ کرده است. او خواستار اعمال شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران بوده و این تحریم‌ها را کارساز دانسته است.

بولتون و ترامپ، چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ فرصتی برای آغاز مذاکره ایران و امریکا؟

منبع : آفتاب

پربازدیدترین امروز

website tracking