۲۳ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۲۱

نقد و بررسی سریال "آچمز"؛

تاثیرپذیرترین گفتمان‎های سیاسی در دل کمدی‎ترین مجموعه تلویزیونی/ آچمز؛ سریالی طنز که دهان انتقاد آقازاده‎ها را بست

تاثیرپذیرترین گفتمان‎های سیاسی در دل کمدی‎ترین مجموعه تلویزیونی/ آچمز؛ سریالی طنز که دهان انتقاد آقازاده‎ها را بست
مجموعه تلویزیونی آچمز یک فیلم کمدی سیاسی است، البته کمدی آن در میان اتفاقات روایت فیلم غالب خواهد بود زیرا پیش برنده این قصه همان بحث جذابیتی است که مخاطب را پیگیر قسمت های بعدی آن خواهد کرد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "تیتریک"؛ «مهدیه سادات نقیبی» منتقد سینما و تلویزیون در نقد سریال «آچمز» به کارگردانی مهرداد خوشبخت در یادداشتی اختصاصی برای "تیتریک" نوشت: به اواسط تابستان رسیدیم پس از پخش سریال پرمخاطب و جنجالی گاندو، آچمز با کمدی روان، صریح و در عین حال پیچیده ای که دارد گرمای تابستان را در خانه های مردم ملایم تر و قابل تامل تر می کند و به نوعی مخاطب در مقابل با سیاسی گویی های سریال های قبل کمی به خود اجازه خندیدن می دهد.

شبکه سه سیما همچنان مانند گذشته دست بر روی فیلم هایی می گذارد که مخاطبان خود را دارد مجموعه تلویزیونی آچمز علی رغم فضای شاد و مفرحی که دارد همانند فیلم های دیگر گاه گاهی به وضعیت سیاسی کشور و اوضاع نابسامان جامعه سرکی می کشد این سریال پس از مجموعه گاندو بر روی آنتن شبکه سه سیما در زمان 45 دقیقه ای رفته است و در حال حاضر به قسمتهای پایانی این سریال نزدیک می شویم.

اما آنچه این سریال را جذاب کرده؛ روایت فیلم است، داستان از آن جا آغاز می شود که مادری از بین 2 فرزند تازه به دنیا آمده اش یکی را نزد خود نگه می دارد و دیگری را می فروشد این داستان می گذرد تا این که پس از 45 سال فرزندی که نزد مادر بوده متوجه می شود خواهری به نام نصرت دارد و به دنبال او راهی تهران می شود که در انتها نصرت برادر مصیب شناخته می شود.

بازی فوق العاده هومن برق نورد به عنوان نقش اصلی آن چنان می درخشد که داستان ساده ی فیلم نامه را در هر قسمت جذاب تر می کند و گره ای که سعید فرهادی به عنوان نویسنده این مجموعه در داستان فیلم می اندازد قابل تامل است و به موضوع اصلی زندگی یک فرد آن چنان می پردازد که علاوه بر این که اصول یک فیلم با ژانر کمدی را رعایت می کند به موضوعات اصلی و اساسی کشور هم توجه می کند که یکی از این موضوعات مسئله ی آب با توجه به وضعیت بحرانی جامعه است.

شخصیت اصلی هومن برق نورد در نقش مصیب  فردی در زیر خط اعتماد به نفس را نشان می دهد که به لحاظ جایگاه اجتماعی هیچگونه اسم و رسمی ندارد و تنها به عنوان فردی در روستا مشغول رسیدگی به زمین و مراقبت از گوسفندانش است اما با فهمیدن ماجرا راهی تهران می شود و با اتفاقات تازه او فرد دیگری می شود گویی علاوه بر گم شده ی 45 ساله ی  خود تازه خود را پیدا می کند و دیگر هیچ وقت نمی خواهد خود را گم کند.

 

 

کارگردان با توجه به اصول روایت پردازی های فیلم در قعر داستان فرو رفته است و شخصیت پردازی های بسیار خوبی از دل داستان بیرون کشیده است همان طور که افرادی همانند کارکتر گلکار (نقش دوم هومن برق نورد) مشغول انجام وظیفه خود بوده و افرادی هم هستند که با کلاه برداری و رانت خواری و چاپلوسی خود را به جایگاهی می رسانند که هیچگاه نه تنها حق آن ها نخواهد بود بلکه با نداشتن علم به جایگاهی که دست از آن برنمی دارند به جایگاهی می رسند که در اصل ریشه ی تمام این مشکلات جامعه به واسطه ی آن ها انجام شده است کارگردان می خواهد بگوید که مردم آگاهند و میدانند چه کسانی این مشکلات را به وجود آورده اند .

در ابتدا صحبتهای مصیب با گوسفندان کنایاتی دارد که بسیار آشکار است و نشان از مملکتی است که به گونه ای مردمانش را همانند گوسفند فرض می کند و این نکته بارزی است که کارگردان در همان اول مخاطب ویژه ی خود را جذب می کند کارگردان و نویسنده علاوه بر این که بخواهند فیلم کمدی بسازند به قطع یقین آن ها می خواستند وضعیت نا پایدار این جامعه را در داستان آچمز جای بزنند و تمام کاراکترهای این مجموعه در راستای مردم و سیاست مدارانی است که به خوبی برای همه ی ما آشنا هستند.

 

 

 نویسنده در فیلم نامه دست بر روی چند نکته ی کلیدی می گذارد که همه از زبان شخصیت های اصلی بیرون می آید مصیب با تیک چهره ای که دارد نشان از فردی است که خود را گم کرده است و فقدان اعتماد به نفس او را تبدیل به فردی کرده است که در درون آگاه است اما در آشکار فردی خنگ و کم عقل است او به کرات در صحبت هایش مکث می کند و این نکته برای کارگردان کنایه ای بیش نبوده است کارگردان با این مکث میخواهد بگوید مکث قبل از یک سخن مهم ، مکث قبل از یک رویداد مهم برای جامعه ی ما بسیار آشناست و دیگر شعار های تو خالی که این روزه از زبان هر مسئولی آن قدر شنیده ایم که بدون اتمام سخنش به جای تایید باعث تمسخر می شود.

مصیب ( هومن برق نورد ) جزء کاراکتری است که علاوه بر ایفای دو نقشی که دارد نقش افراد مطرح جامعه در فضای سیاسی و اجتماعی در قالب دیالوگ پردازی به اجرا در می آورد. او افراد سیاسی جامعه را با گفتمان های خود به تمسخر می کشد و این اتفاق حتی باعث ریشخند بسیاری از مسئولان شده است پرسش هایی که خود مسئولان در سخنرانی هایشان از مردم می پرسند در عین این که پاسخ را باید خود بدهند نه مردم .

 

 

به همین منظور میتوان گفت مجموعه تلویزیونی آچمز یک فیلم کمدی سیاسی است تا کمدی و اجتماعی و البته کمدی آن در میان اتفاقات روایت فیلم بیشتر غالب است چرا که پیش برنده ی این قصه همان بحث جذابتی است که مخاطب پیگیر قسمت بعدی آن می شود.

از دیگر مسائلی که کارگردان در ضمن این وقایع به آن اشاره کرده است مسئله ی کارآفرینی در مقابل با انگیزه های جوانان و استعداد یابی است که بسیار قابل توجه می باشد کاراکتر لطیف مخترع دستگاهی است که خود ساخته و باز هم به موضوع کم آبی و چگونگی مصرف آن توجه ویژه ای شده است، مسئله ی گرانی و بالا رفتن آنی سکه و طلا هم ما بین این روایت آن چنانی است که نشان دهد این مملکت چند سالی است که درگیر مشکلات اقتصادی شده است و هم چنان در آن غرق شده است.

با توجه به فیلم های گذشته مجموعه ی آچمز جدیدترین فیلم روز جامعه است و نشان از توهماتی می دهد که این روزها هر کسی در هر جایگاهی که قرار دارد دچار آن شده است و به خوبی نشان می دهد که شاید در چند ماه گذشته و یا یک سال گذشته جامعه علاوه بر این که دچار بحران  مسائل سیاسی اجتماعی باشد بیشتر درگیر مسئله ی جوانان، کار ، اشتغال و ازدواج بوده است اما اکنون دیگر به آن شدت مطرح نمی شود بلکه آن چه که باعث تامل و دغدغه مندی این روزها  شده است وضعیت بحران سیاسی و اجتماعی جامعه ای است که همه ی ما در آن زندگی میکنیم، می بینیم و می شنویم.

 

 

بهترین نقطه عطف های مخاطب برای یک کارگردان همان است که در سریال آچمز و دیگر سریال ها دیده می شود ژانر کمدی در برگیرنده ی مسائل مهم جامعه است، شاید اینگونه سخن گفتن دیگر هیچگونه تعرضی از سوی آقازاده ها صورت نگیرد.

منبع : دانا

پربازدیدترین امروز

website tracking