۲۶ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۴۳

پدرم انتخاب شد تا در صف نماز به لقاء الله بپیوندد

پدرم انتخاب شد تا در صف نماز به لقاء الله بپیوندد
تهران - ایرنا- دختر شهید ذکریا قورچی بیگی می گوید: پدرم انتخاب شده بود و لیاقتش کمتر از شهادت نبود. خداوند این سعادت را نصیبش کرد که همچون مولا و مقتدایش امیرالمومنین(ع) در صفوف نماز به شهادت برسد. او با بدنی قطعه قطعه به دیدار معشوق حقیقی شتافت.

شهید ذکریا قورچی‌بیگی 10اسفند 1318 درمازندران چشم به جهان گشود و در 24 اسفند 63 با انفجار بمبی توسط منافقین درصف نماز جمعه همراه 13 نمازگزار دیگر به شهادت رسید.
ذکریا عاشق و شیفته مولای متقیان علی بن ابیطالب(ع) بود و امام خمینی(ره) را آینه‌ای از صفات ذات خداوندی می‌دید. ارادت فراوانی به مکتب و نهضت امام خمینی(ره) داشت. به‌طوری که همیشه از رژیم پهلوی و متعلقاتش بیزاری می‌جست.
او پس از پیروزی انقلاب اسلامی همیشه در مسجد و در نماز دشمن‌شکن جمعه حضور داشت.
همسر ودختر شهید ذکریا قورچی بیگی به گفت وگو نشستیم و آنان خاطرات خود را از شهید روایت کردند. همسرشهید روایت را چنین آغاز کرد: ذکریا سال ها، قبل از پیروزی انقلاب به طور پنهانی رساله امام خمینی(ره) را در منزل داشت و مطالعه می‌کرد.
آن روزصبح، 24 اسفند63 با دوستانش قرار گذاشت تا پیش از نمازجمعه به عیادت مجروحین جنگ برود؛ به او گفتم که امروز به نمازجمعه نرو؛ اما او گفت که کور خوانده‌اند که بتوانند نمازجمعه را بزنند.
بعد از پایان ‌‌‌ صبحانه‌‌‌‌‌‌اش، آماده رفتن شد. چندین بار خداحافظی کرد. گفتم چرا چند مرتبه خداحافظی می کنی؟ گفت: خداحافظی که چیز بدی نیست. تهران، یعنی اجل معلق و رفت.
او کارمند بانک ملت شعبه دانشگاه تهران بود، فرد مسئولیت ‌پذیری که همیشه زودتر از ساعت کاری در محل کارش حاضر می‌شد. او حتی پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها پرونده‌هایی به خانه می‌آورد و مشغول به کار می‌شد. اگر به او اعتراض می کردم، می‌گفت: اینان زن و بچه دارند، گرفتارو یا درکارشان ضعیفند و می‌خواهم کمکشان کنم وگرنه اخراج می شوند.
همسر شهید ذکریا در ادامه خاطراتش می گوید:یک روز همسرم با یک صندوق انار به خانه آمد و گفت که یکی از همکارانم از من قول مردانه گرفت و من به گمان آنکه مرخصی می خواهد به او قول دادم؛ اما بعد متوجه شدم که یک صندوق انار از یزد برایم آورده است تا جبران کند. چون قول مردانه داده بود پذیرفتم. ولی تو مدیون من هستی اگر یک دانه از این انارها را به من بدهی. این‌ها برای من حرام است.
همسرم حتی به دانه‌ای از دانه‌های آن انارها لب نزد. همان سال‌ها به عنوان کارمند نمونه انتخاب شد.
آنقدر پدرومادر برایش عزیز بودند که هر زمان کوچک ترین فرصتی پیدا می‌کرد برای دست‌بوسی نزدشان می‌رفت. بعد از شهادت او به سالگرد شهید نرسیده بودیم که مادرش و سال بعد هم پدرش از دنیا رفتند.
همسر شهید روز شهادت ذکریا را چنین توصیف کرد: شب قبل از روز شهادتش گفت که صدام اعلام کرده است که می‌خواهد نمازجمعه را بمباران کند. آن‌‍روزها مرتب بمباران هوایی بود و وضعیت قرمز می‌شد. از آنجایی که فقط چند روز تا عید نوروز باقی مانده بود من مشغول خانه تکانی بودم.
شهید قورچی بیگی فردی بسیار آرام بود و هیچ‌وقت عصبانیتش را ندیدم. اما آن شب خیلی پریشان‌حال بود و رو به من گفت: چرا پرده‌ها را شسته ای؟ نمی‌بینی که مدام پیکر شهدا را می‌آورند؟ مگر ما امسال عید داریم که شما خانه تکانی می‌کنی؟ به جای خانه‌تکانی به خانه شهدا بروید و به خانواده هایشان دلداری بدهید.
دخترشهید هم از خاطرات روز شهادت پدر چنین با ما گفت:
آن روز انگار زمان، متوقف شده بود و درس خواندنم از صفحه‌ای به صفحه دیگر پیش نمی‌رفت. نمی‌توانستم تمرکز داشته باشم. خانه ما تا محل برگزاری نمازجمعه فاصله زیادی داشت اما ناگهان صدای وحشتناک انفجاری به گوشمان رسید.
ابتدا گمان کردیم بمباران هوایی است وهمراه برادرم به پشت بام رفتیم. دودی که از انفجار بلند شده بود قابل مشاهده بود؛ اما اصلا گمان نمی کردیم که انفجار در دانشگاه تهران باشد.
بعدازظهر شده بود و هنوز پدرم به خانه بازنگشته بود. کم کم خبرهایی به گوش رسید که در نمازجمعه بمب گذاشته‌اند و تعدادی شهید و مجروح شده‌اند. با گذشت زمان آرامش نیز از خانه‌مان رخت بربست و پدرم را آن روز در حالی که بدنش از کمر به پایین کاملا متلاشی شده بود، پیدا کردند.
همکاران پدرم تعریف می کردند که ما معمولا به عیادت مجروحین در بیمارستان‌ها و آسایشگاه‌ها می‌رفتیم؛ ولی آن روز شهید قورچی بیگی با دیدن مجروحین آنقدر منقلب شده بود و اشک می ریخت که گویی با آن اشک‌ها غسل کرده باشد و پاک شده باشد. به او گفتیم که شما حالت خوب نیست و خسته هستی. این هفته را به نمازجمعه نرو. پاسخ داد: « امروز نمازجمعه واجب است.»
من بعد از شهادت پدرم تا چهل روز اشک نریختم و دلم نمی خواست کسی اشکم را ببیند. او به دیدار معشوق رفته بود.
اجتمام**9136**1776

منبع : ایرنا

پربازدیدترین امروز

    website tracking