۳۰ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۱۱

یک هفته با مطبوعات؛

تقویت گفتمان مقاومت با تکریم مدافعان حرم

تقویت گفتمان مقاومت با تکریم مدافعان حرم
تهران- ایرنا- تاثیرگذاری حضور حماسی رزمندگان در دفاع مقدس از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفت و الگویی شایسته از مقاومت و ایثار را فراروی مستضعفان جهان به تصویر کشید، مدافعان حرم نیز تاسی از این دلاورمردان، سفیران صلح و مقاومت در منطقه پرآشوب خاورمیانه شدند.

ایران با موقعیت ویژه سیاسی، جغرافیایی و اقتصادی همواره کانون توجه قدرت های بزرگ جهان بوده است و افزایش قدرت دفاعی در کنار دیپلماسی فعال، تنها راه بازدارندگی در برابر دشمنان به شمار می رود. رزمندگان سلحشور ایران در هشت سال دفاع مقدس با وجود برخی نارسایی های تسلیحاتی و اطلاعاتی با ایمان و اراده راسخ به مصاف دشمن رفتند و حماسه هایی جاودان آفریدند. در هفته گذشته روزنامه های مختلف به منظور نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت با انتشار گزارش ها و مطالبی در محورهای گوناگون به این مهم پرداختند.

** مدافعان حرم، حافظان امنیت در کشور
مدافعان حرم همچون شهیدان دوران دفاع مقدس از همه داشته های خویش گذشتند تا امنیت و آسایش پایدار را برای هموطنان خود به ارمغان آورند.

روزنامه «کیهان» در گزارشی با عنوان «تکاور عاشقی که به آرزویش رسید» از ناگفته‌های مهدیه بیگلری همسر شهید «صادق شیبک» مدافع حرم نوشت: من با شهید مدافع حرم نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران سروان صادق شیبک چهار سال زندگی کردم. در این مدت کوتاه از ایشان درس‌های معنوی بزرگی گرفتم و هر روزش برای من خاطره بود. از نظر اخلاق و رفتار، واقعا مثل فرشته بود، همیشه در کارهای خانه به من کمک می‌کرد و با ادبیاتی همچون شما سروری و شیرزنی بنده را مورد لطف قرار می‌داد. روزی که برگه ماموریت اعزام به سوریه را عمه سادات امضا کرد خیلی خوشحال شد و سعی داشت این خوشحالی را به من و دخترش انتقال دهد، ولی به دنبال شرایط مناسب بود تا این خبر را بدهد. گفت «دیگه دارم به آرزوی دیرینه‌ام می‌رسم باید برم ماموریت و این ماموریت تقریبا 2 ماه طول خواهد کشید»، از ماموریت‌هایی که همیشه در ارتش داشت آگاه بودم گفتم ‌اشکالی نداره موفق باشید، گفت باید شما را ببرم تبریز و کنار خانواده‌ام باشید.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان «نخبۀ مدافع حرم» آورد: «امین کریمی چنبلو» در یکم فروردین 65 در شهرستان مراغه از توابع استان آذربایجان شرقی متولد شد. او فارغ‌التحصیل رشته کامپیوتر، دانشجوی کارشناسی الکترونیک و در 4 رشته، ورزشکاری حرفه‌ای بود. سرانجام، این نخبۀ ورزشکار در حین انجام مأموریت در حومه شهر حلب در سوریه در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب (س) و در 30 مهر 94 مصادف با ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به‌دست نیروهای تکفیری در کشور سوریه به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

روزنامه «جوان» وقتی واکنش مثبت مردم به یک سریال تحسین خانواده‌ شهدای مدافع حرم را برمی‌انگیزد، در گزارشی با عنوان «(پایتخت) در پایتخت تکرار می‌شد اگر مدافعان حرم نبودند» نوشت: کودکی سوری پیکر بی‌جان و غرق درخون پدر را به عقب می‌کشید تا پیکر را همراه خود برگرداند تا مانند فرزند من سال‌ها چشم‌انتظار آمدن اثر و نشانی از پدر شهیدش نماند. پیکر همسرم دو سالی می‌شود که در خان‌طومان سوریه آرمیده است. حتی مزاری نیست تا به وقت دلتنگی به آن پناه ببریم. در آخرین شب پخش سریال پایتخت پسرم از من پرسید مگر پدر من نرفت پیش خانم زینب (س) پس چرا به خانه برنمی‌گردد؟

این روزنامه در گزارشی با عنوان «آرزویش شهادت در قامت یک مدافع حرم بود» آورد: بزرگ‌ترین فرودگاه نظامی سوریه که در سال‌های گذشته نقش مهمی در مبارزه با داعش در شرق سوریه داشت، اکنون مورد حمله خاستگاه اصلی تروریست‌ها یعنی اسرائیل واقع می‌شد. پایگاه استراتژیک «T4» مقری است که مستشاران ایرانی به خواست دولت سوریه از آن برای مقابله قدرتمند با داعش و تروریست‌ها در سوریه استفاده می‌کنند. این حمله نظامی موجب به شهادت رسیدن چند نفر از مدافعان حرم شد. سیدعمار موسوی از اهواز، اکبر زوار جنتی اهل تبریز، مهدی لطفی نیاسر، حجت‌الله نوچمنی، مهدی دهقان یزدلی، حامد رضایی و مرتضی بصیری‌پور از رزمنده‌های ایرانی بودند که توسط جنگنده‌های رژیم صهیونیستی در پایگاه هوایی حمص سوریه به شهادت رسیدند.

**رزمندگان دفاع مقدس، راست قامتان جاودانه تاریخ
شهادت و ایثار شاید در کلام، واژگانی بیش نباشند اما در ژرفای اندیشه بشری این هدف متعالی، جایگاه ارزشمندی دارد که فرد برای نهادینه ساختن آن از هر آنچه به آن وابسته است دل بریده و با نثار جان خویش به ماندگاری این آرمان ها و ارزش ها می پردازد.

روزنامه «جمهوری اسلامی» در گزارشی با عنوان «مسافـر غـریب» نوشت: یاد زنگ کاروانی افتادم که جانباز شهید حمیدرضا تفضلی با وجود سن کمی که داشت، کوله پشتی به پشتش بست و خم شد و آخرین بند پوتینش را گره زد و خیلی زود به جمع کاروان عاشق پیوست. در عملیات‌های مختلف سپاه، در پاکسازی کردستان حضور فعال و لحظه‌ای آرام و قرار نداشت. او در کارخانه چیت سازی مشغول به کار بود و با شروع جرقه‌های جنگ تحمیلی کارخانه را رها کرد و ردای خون به تن کرد و سنگر خالی شهدا را پر کرد. شجاعت و دلیری در چهره حمید موج می‌زد و ترس در وجودش معنی نداشت. در عملیات رمضان، همانند شیر با دشمنان بعثی می‌جنگید و به شیر جبهه شهرت یافت. اما حیف، گازهای داغ شیمیایی او را از پای درآورده بود.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان «شهید حسین املاکی سرداری از دیار باران و جنگل» آورد: نهم فروردین ماه بهارهر سال یادآور شجاعت و ایثارگری های سردار شهیدی است که ازمیان ما پرگشود و جمعی از عاشقان کویش را در فراقش تنها گذاشت. بوی بهار برای ما مردم از خطه سرسبز استان گیلان عطر یادشهید حسین املاکی را هم به همراه دارد. به همین بهانه خاطراتی را از ایشان از زبان دوستانش ذکر می کنیم. سال 66 زمان انجام عملیات نصر 4 بود. شهید املاکی از ناحیه آرنج مجروح شده بود. یک شکاف 35 سانتیمتری در ماهیچه آرنجش ایجاد شده بود.چون تقریباً همیشه یک جای بدنش آسیب می‌دید،نه ما جدی می‌گرفتیم، نه خود او.یک روزبعد از عملیات در ستاد لشکر که بودیم،دیدم حسین در حال وضو گرفتن است. آستینش را که بالا زد، دیدم جراحت آرنجش به اندازه‌ای است که گوشتش بیرون زده.

روزنامه «جمهوری اسلامی» در گزارشی با عنوان «ماجرای گشت و شناسایی گردان شهدای بندر ماهشهر» نوشت: تا آنجا که بیاد دارم همیشه محورهای خطرناک و صعب العبور را به گردان شجاع بندر ماهشهر واگذار می کردند و این مساله شاید به این دلیل بود که همیشه گردان سرشار از نیروهای جوان، مومن، آموزش دیده، از نظر لجستیکی نزدیک به منطقه خود و مردمی پا به کار و همچنین کادر قوی فرماندهی، جسور و با ایمان داشت که البته این خصلت تمام رزمندگان اسلام بود. منطقه شیب نیسان که یک منطقه رملی بود دارای وسعت محور و بسیار پر آتش بود.

در حالی که عملیات والفجر مقدماتی با شکست به پایان رسیده بود و در بدو ورود به این محور شهدای زیادی تقدیم کرده بودیم و مرتب مجروح داشتیم دشمن هم تحرکات زیادی در منطقه داشت دستور گشت شبانه داشتیم و هرشب تیمی از نیروها به عنوان گشت عملیاتی تا نزدیکی های خط دشمن پیش میرفت و مواضع دشمن را شناسایی می کرد.بر اساس دستور فرماندهان ارشد، منطقه به چند قسمت تقسیم شده بود و مورد شناسایی شبانه قرار می گرفت.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «حمله به پایگاه H3 متهورانه‌ترین عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی» آورد: عملیات اچ3، که از آن به عنوان حمله به «اچ3» نیز یاد می شود، یکی از عملیات های هوایی مهم در جنگ ایران و عراق بود. از این عملیات به عنوان یکی از بزرگترین عملیات های هوایی دنیا که به نام حمله فانتوم ها ثبت شده است، یاد می شود. طی این عملیات فانتوم های نیروی هوایی ارتش ایران در تاریخ 15 فروردین 1360 پایگاه هوایی الولید (پایگاه های هوایی اچ3) را در غربی‌ترین نقطه عراق، در مرز مشترک عراق و اردن بمباران کردند و آنرا منهدم ساختند. در این عملیات بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکن های روسی میگ 23، سوخو 20، توپولوف 16 و توپولوف 22 بودند از بین رفتند.

روزنامه «جوان» با مروری بر زندگی و منش سردار شهید حبیب‌الله کریمی فرمانده گروه 63 خاتم‌الانبیا(ص) در گزارشی با عنوان «(شهید ایثار) جان 80 نفر را نجات داد» آورد: شهید حبیب‌الله کریمی فرمانده گروه 63 خاتم‌الانبیا(ص) بود که در پرونده جهادی خود حضور در عملیات بسیاری را به ثبت رسانده است. از بدر گرفته تا والفجر8 ، کربلای5 و.... دشمن بعثی طعم گلوله‌باران توپخانه حاج‌حبیب و همرزمانش را به خوبی چشیده بود. فرمانده‌ای مبتکر و توانمند که در اثنای عملیات کربلای8 در مسیر نجات جان همرزمانش به شهادت رسید. به مناسبت سالروز شهادت این فرمانده نام‌آشنای دفاع مقدس در 21 فروردین 1366، گذری بر زندگی جهادی وی انداخته‌ایم.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «نان و آب‌جوش می‌خوردیم تا در سرمای کردستان زنده بمانیم»، نوشت: علی‌اکبر ابراهیمی یکی از یادگاران جنگ تحمیلی است که خاطرات شیرینی از حضور در جبهه در 15 سالگی دارد.

در ادامه روایتی از ابراهیمی را در این گزارش می خوانیم: من کشاورززاده‌ام و سال 1347 در یکی از روستاهای بهشهر مازندران به دنیا آمدم. سال 1363 در 15 سالگی به عنوان بسیجی به جبهه اعزام شدم. حضورم در جبهه اتفاقات جالب و خاصی دارد. وقتی تصمیم گرفتم به جبهه بروم با توجه به سن کمی که داشتم قبول نمی‌کردند. می‌گفتند هم سنت پایین و هم قدت کوتاه است. من و دوستم اسلامی با هم بودیم. خدا رحمت کند اسلامی را که بعدها در شلمچه به شهادت رسید. به ایشان گفتم تنها راه این است که شناسنامه‌مان را تغییر بدهیم. با هم به داخل شهر و مغازه‌ای که فتوکپی می‌گرفت، رفتیم. یک مداد برداشتم و کپی شناسنامه‌ام را دستکاری کردم. عدد 47 را تبدیل به 46 کردم و دوباره به محل اعزام مراجعه کردیم.

روزنامه «جوان» در گزارشی دیگر با عنوان «شهیدی که 2بار اسیر شد» آورد: شهید رمضان الهی اگرچه یک بار از اسارت دموکرات‌ها رها شده بود، بار دیگر عزم کردستان کرد و این‌بار پس از دستگیری توسط ضدانقلاب، به شهادت رسید. منیژه الهی خواهر شهید در گفت‌وگو با ما روایتگر گوشه‌های از زندگی برادرش شده است. اولین بار سال 58 به اسارت دموکرات‌ها درآمد و چند ماه زیر شکنجه بود. بعد از این مدت در مبادله رزمنده‌ها با اعضای ضدانقلاب آزاد شد و برای مدت کوتاهی به خانه برگشت اما خیلی نماند و دوباره عزم جهاد کرد. وقتی برادرم از آزارهای ضدانقلاب در دوران اسارتش تعریف می‌کرد ما خواهرها گریه می‌کردیم. می‌گفت ضدانقلاب به عنوان غذا به ما گندم خشک می‌دادند.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «شهرت فوتبال هم نتوانست مانع جبهه رفتن علی‌اکبر شود» نوشت: داستان زندگی شهدا با نام‌شان آغاز می‌شود. مثل عنوان کتابی که ورق می‌زنی و ماجرای اوج‌گیری یک انسان را به نظاره می‌نشینی. با زندگی شهید علی‌اکبر زاهد نیز از طریق نامش آشنا شدیم. نامی که روی تابلوی یک خیابان در جنوب شهر تهران نقش بسته بود و راهنمای ما برای گفت‌و‌گو با رقیه زاهد خواهر بزرگ‌تر شهید شد.

علی‌اکبر جوان ورزشکاری بود که فوتبال را به شکل حرفه‌ای در تیم دخانیات دنبال می‌کرد، اما برای او حفظ ارزش‌هایی چون میهن و دین و شرف آن‌قدر اهمیت داشت که از شهرت در مستطیل سبز فوتبال بگذرد و در خاک‌های تفتیده خوزستان به شهادت برسد. روایت گوشه‌هایی از زندگی علی‌اکبر زاهد را از زبان خواهرش پیش رو دارید.

روزنامه «کیهان» در یادداشتی به قلم آرش فهیم با عنوان «شهید صیاد شیرازی نماد ارتش انقلابی» آورد: در روزهای انقلاب و در میان مباحثی که آن زمان بر سر ارتش بازمانده از دوران طاغوت شکل می‌گرفت، همواره چند نام به عنوان افتخار و نماد اخلاص ارتش می‌درخشیدند. «علی صیاد شیرازی» یکی از این نام‌های پرافتخار بود. 19 سال قبل و در فروردین 78 وقتی اعلام شد که «امیر سرلشکر صیاد شیرازی توسط عناصر گروهک‌ منافقین به شهادت رسید» این خبر تنها به داخل کشور محدود نماند، چون فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، یکی از مغزهای متفکر نظامی‌ در سطح جهان محسوب می‌شد. او از مردانی بود که هشت سال تمام، مرزهای ایران را در برابر تهاجم لشکر ظلم جهانی به سرکردگی صدام و با پشتیبانی دولت‌هایی چون آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی حفظ کرده بود.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «فرماندۀ فاو» نوشت: سردار شهید میرقاسم میرحسینی در ۱۳۴۲ در روستای صفدرمیربیک در نزدیکی شهر زابل به دنیا آمد. میرقاسم میرحسینی در ۱۳۶۱ به عنوان فرمانده گردان شهید مطهری منصوب شد و پس از شرکت در عملیات‌هایی چون رمضان و والفجر مقدماتی و با لیاقتی که فرماندهان در او سراغ داشتند او را به عنوان مسوول طرح و عملیات تیپ ۴۱ ثارالله (ع) منصوب کردند. وی در عملیات والفجر یک از ناحیه کتف و صورت مجروح شد. این سرباز گمنام امام زمان (عج) در عملیات والفجر ۳ سه شبانه‌روز چشم به هم نگذاشت تا این عملیات را ساماندهی کند.

روزنامه «کیهان» در گزارشی با عنوان «پرواز با بال ایمان و اخلاص» در گفت ‌وگویی با خلبان بهمن ایمانی رییس‌هیات معارف هوانیروز اصفهان و از اساتید خلبان‌های پایگاه چهارم هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی نوشت: هوانیروز یکی از فعال‌ترین یگان‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران است. نقش هوانیروز در هشت سال دفاع مقدس یک نقش بسیار اثرگذار و کلیدی است، هیچ عملیاتی در هشت سال دفاع مقدس انجام نشد مگر اینکه هوانیروز در آن عملیات شرکت داشت. این یگان هم در دوران دفاع مقدس و هم پس از آن و هم مقابله با‌اشرار وگروهک‌ها و حتی خدمات‌رسانی به مردم در بحران‌ها نقش خود را به خوبی ایفا کرده است و یکی از یگان‌های کارآمد و بسیار موثر نیروی زمینی ارتش و در خدمت ملت ایران بوده است.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «قدرت دفاعی ما پاسخگوی هر تهدیدی است» آورد: اقتدار دفاعی جمهوری اسلامی ایران که در شرایط فعلی به عاملی برای کمک به کشورهای منطقه در مقابل تروریسم و بحران های ساخته شده توسط آمریکا و متحدانش تبدیل شده، یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی است. 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران و سالروز حماسه‌آفرینی‌های نیروی زمینی قهرمان است.

روزنامه «ایران» به مناسبت 29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی ایران در گزارشی با عنوان «استراتژی جنگ خردمندانه» نوشت: وقتی که نهاد ارتش بر پایه «انضباط آهنین»، «سلسله مراتب فرماندهی» و «مقید بودن به فاکتور زمان» تربیت و سازماندهی شد، در نتیجه برای انجام رزم و عملیات رزمی نیز سازماندهی خود را بر این اصول پایه نهاد. ارتش مدرن ایران که در اوایل قرن اخیر از ترکیب قوای قزاق، ژاندارمری سازماندهی شده توسط سوئدی‌ها و پلیس جنوب تشکیل شد، این ارتش به‌علت فقدان پشتیبانی بدنه اجتماعی از حکومت مرکزی و بروز ضعف در رهبری کلان سیاسی کشور در جنگ جهانی دوم و در حمله متفقین به ایران دچار فروپاشی شد. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی و هوشیاری بنیانگذار فقید نظام جمهوری اسلامی ایران توطئه فروپاشی ارتش بوسیله ضدانقلاب نقش بر آب شد و با فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر اجرای مراسم ملی رژه در 29 فروردین، ارتش بار دیگر انسجام سازمانی خود را بازیافت.

روزنامه «اطلاعات» در گزارشی با عنوان «۲۹ فروردین؛ زادروز اقتدار بی پایان…» در گفت وگویی با امیر دریادار حبیب الله سیاری معاون هماهنگ کننده ارتش آورد: این فرمانده جانباز که حضور در دفاع مقدس و مبارزه با متجاوزان به کشورمان را در لباس مقدس تکاوری ارتش تجربه کرده است و در کارنامه خود دارد، در این مصاحبه به پیام تاریخی امام (ره)در ۲۹ فروردین ۵۸ اشاره و از این روز به عنوان روز تولد ارتش جمهوری اسلامی یاد می کند. امیر سیاری اشاره ای هم به نتایج کلی مقاومت رزمندگان ارتش در نیروهای دریایی، زمینی، هوایی و همچنین پدافند هوایی در دفاع مقدس می کند و از همراهی ارتش با مردم در جریان حوادث غیرمترقبه مانند زلزله به عنوان افتخار ارتش جمهوری اسلامی و همچنین دیگر نیروهای مسلح نام می برد.

**خاطرات دوران دفاع مقدس گنجینه ارزشمند برای نسل های آینده
30 سال از پایان جنگ تحمیلی می‌گذرد اما هنوز خاطرات آن دوران دفاع مقدس حاوی نکته ها و آموزه های بسیاری است که باید با تحقیق، بررسی و خاطره نویسی چون گنجینه‌ای ارزشمند آنها را به نسل‌های آینده واگذار کرد.

روزنامه «جام جم» در گزارشی با عنوان «جست‌وجویی اینچنینی در میانه آتش و خون» در بزرگداشت رضا برجی در «شب وصل» نوشت: «شب وصل» بهانه‌ای است برای پاسداشت برجی‌ها؛ بی‌دلیل نیست که رئیس حوزه هنری، هنرمندان عرصه دفاع مقدس را اهالی سکوت توصیف کرده و معتقد است آنها به اندازه‌ای که لازم بوده به مردم معرفی نشده‌اند. رضا برجی، عکاس و مستندساز دفاع مقدس یکی از همین افراد است و شاید در بهترین حالت بسیاری از ما بدانیم او یکی از اعضای گروه «روایت فتح» است که از 19 سالگی عکاسی در جنگ را آغاز کرد ولی درباره عکس‌ها و مستندهایی که از جنگ‌ها در سراسر جهان ثبت و ضبط کرده، کمتر می‌دانیم و این‌که او رکورددار حضور در جنگ‌های بین‌المللی است.

این روزنامه در گزارشی با عنوان «به تور آشنایی با داعش دعوتید» درباره کتاب پرفروش «رستاخیز داعش» آورد: کتاب «رستاخیز داعش» می‌تواند کتاب بروشور مانند خوبی در معرفی این گروه تروریستی باشد. داعش یا به تعبیر تکفیری‌ها «دولت اسلامی عراق و شام» حالا چند ماهی است که جز در مناطقی از یمن و افغانستان، ‌حضور جدی در منطقه ندارد. آخرین سنگر آنها در شهر بوکمال با همکاری ائتلاف متحدین متشکل از سوریه، ایران، حزب‌الله لبنان، رزمندگانی از پاکستان و افغانستان و پشتیبانی نیروی هوایی روسیه فرو ریخت و دیگر خبری از حکومتی مخوف با پرچم سیاه رنگ در عراق و سوریه نیست. حکومتی که با اعلام خلافت عجیب و غریب شخصی به نام ابوبکر البغدادی خود را به تیتر رسانه‌های دنیا تحمیل و ذهن خیلی‌ها را متوجه خودش کرده بود که این جریان و حکومت چه آبشخور فکری و فلسفی دارد و توسط چه ایدئولوژی عقیدتی تغذیه فکری می‌شود. شاید کتاب «رستاخیز داعش» پاسخ مناسبی برای این پرسش باشد.

روزنامه «جوان» در گزارشی با عنوان «فیلم‌های (روایت فتح) چراغ راه مستندسازهای جبهه مقاومت» نوشت: دوربینی روی دست با تکان‌های شدید، فضای ملتهب جبهه را نشان می‌دهد. خمپاره‌ای به زمین می‌خورد، دود و صدا همه جا را می‌گیرد، رزمندگان برانکارد به دست در حال دویدن هستند، نوای آهنگران به گوش می‌رسد: «سرزمین نینوا یادش بخیر/ کربلای جبهه‌ها یادش بخیر...» از هر طرف صدای توپ و تفنگ و گلوله می‌آید. حال و هوای معنوی رزمندگان در کنار فضای خاص جبهه‌ها به خوبی نشان داده می‌شود. کمی بعدتر لوگوی روایت فتح می‌آید و کسی از غروب شلمچه می‌گوید. مستندهای روایت فتح بهترین تصویرها را از دفاع مقدس گرفته است. دوربین سیدمرتضی آوینی بهتر از هر کس دیگری معنویت حاکم در جبهه را به تصویر کشیده است.

روزنامه «خراسان» در گزارشی با عنوان «جنگ ندیده های عاشق» در مراسم معرفی چهره سال هنر انقلاب به نقل از«حمید حسام» نویسنده دفاع مقدس و چهره هنر انقلاب، آورد: در دهه 60 دیده نشدن یک دغدغه نبود بلکه یک عشق بود اما متأسفانه این عشق با گذر زمان کم رنگ شده است. مراسم اختتامیه هفته هنر انقلاب و معرفی «چهره سال هنر انقلاب اسلامی» یک شنبه شب در حوزه هنری برگزار شد. در این مراسم چهره سال 96 هنر انقلاب از میان حمید حسام (نویسنده دفاع مقدس)، حسن روح الامین (نقاش و گرافیست)، محمدرضا دوست محمدی (گرافیست)، محمدحسین مهدویان (کارگردان) و مهدی نقویان (مستندساز) معرفی و از وی تقدیر شد.

روزنامه «جمهوری اسلامی» در گزارشی با عنوان «اشک و لبخند» نوشت: خانم منیره میرزایی دل به دریا زد و نشست پای سخنان زیبا و ناب تعدادی از همسران شهدای مدافع حرم که برآمده از دل و عمق وجودشان بود. شنید و شنید و شنید اما طاقت نیاورد همه را ضبط کرد و بارها گوش داد و مکتوب کرد و به رشته تحریر، تا اینکه کتابی شد در 111صفحه و به قول خودش در قالب چهار داستان که برای همگان علی الخصوص نسل نوجوان و جوانان امروزمان بدون خستگی، قابل هضم باشد که مجموعه کتاب، عین حقیقت و واقعیتی است که آن عزیزان بیان داشتند و فقط اسامیشان واقعی نیست و نام این کتاب را گذاشت «اشک و لبخند». کتاب اشک و لبخند حاوی مجموعه داستان های کوتاه مدافعان حرم به روایت همسران شهدای حریم ولایت که توسط سر کار خانم منیره میرزایی به تالیف رسیده، به سفارش تیپ مکانیزه 20 رمضان نزسا به تیراژ 2000 نسخه توسط موسسه فرهنگی هنری قدر ولایت در نوبت اول به چاپ رسیده است.

این روزنامه در گزارشی دیگر با عنوان «نقدی بر «به وقت شام» حاتمی کیا» نوشت: به وقت شام جدید‌ترین ساخته ابراهیم حاتمی کیا و یکی از فیلم‌های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر است. به وقت شام (دمشق) نوزدهمین فیلم سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا و درباره داعش است و به همین دلیل بیشتر بازیگران فیلم عرب هستند. داعش در 1393 ادعای خلافت جهان اسلام را کرد و در 1396 از طرف سوریه، عراق و ایران خبر نابودی‌اش اعلام شد. این فیلم در زمان قدرت داعش و در سوریه می‌گذرد و در ادامه نقد فیلم‌های جشنواره فیلم فجر، سراغ نقد آن رفته‌ایم.

*گروه اطلاع رسانی
*پژوهشم**1699**2059**9131
ایرنا پژوهش، کانالی برای انعکاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید.

منبع : ایرنا

پربازدیدترین امروز

website tracking