۲۷ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۱۶

در گفتگوی تفصیلی با باشگاه خبرنگاران جوان بررسی شد/ بخش اول

علوم انسانی اسلامی از دیدگاه متفکران اخیر

علوم انسانی اسلامی از دیدگاه متفکران اخیر
برخی حدود و جایگاه علوم انسانی را در کشور نامشخص می‌دانند و برخی هم معتقدند کشور‌های اسلامی باید علوم را از دیدگاه دین و فرهنگ خود تعریف کنند که در این گزارش علوم انسانی اسلامی از دیدگاه متفکران اخیر بررسی شده است.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاهی گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران جوان؛ "چیزی به نام علوم انسانی اسلامی وجود ندارد" این نظر برخی از اساتید دانشگاه است، برخی معتقدند اصلا چیزی به نام علوم دینی یا علوم انسانی طبق نظر اسلام  وجود ندارد، این اظهارنظرها در حالی بیان می‌شود که علوم انسانی اسلامی در سال‌های اخیر تبدیل به یکی از مهم ترین موضوعات علمی کشور شده است.

برخی در تعریف علوم انسانی اسلامی مشکل دارند، برخی حدود و جایگاه این علوم را در کشور نامشخص می دانند و برخی هم معتقدند کشورهای اسلامی باید علوم را از دیدگاه دین و فرهنگ خود تعریف کنند، این افراد عمدتا  از روند اسلامی شدن علوم در کشور ناراضی هستند و معتقدند سرعت پیشرفت  علوم انسانی اسلامی راضی کننده نیست.

به همین بهانه به سراغ  سید مهدی ساداتی نژاد استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رفتیم تا در گفت‌و‌گویی تفصیلی نظر وی در مورد علوم انسانی اسلامی را بپرسیم؛ جریان‌های فکری و رویکردهای گوناگون در برخورد با این علوم  از موارد دیگر گفت‌و‌گوی ما با ساداتی‌نژاد است.

در ادامه بخش اول گفتگوی تفصیلی خبرنگار حوزه دانشگاهی گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران جوان؛ با نویسنده کتاب مقدمه‌ای بر فلسفه اخلاق و  تاثیرمدرنیته بر اندیشه سیاسی معاصر ارائه می‌شود.

علوم انسانی اسلامی شاخه‌ای از علم دینی

 باشگاه خبرنگاران جوانعلوم انسانی اسلامی چیست؟ 

ساداتی نژاد: ابتدا لازم می‌دانم از این فرصت استفاده کرده و سال جدید را به همه هموطنان عزیز تبریک عرض نمایم؛ ان‌شالله در سال جدید کشورمان، در دانشگاه‌ها و اعضای هیئت علمی ما بیش از گذشته بتوانند در مسیر توسعه کشور و پیشرفت کشور گام بردارند و ما بتوانیم در تحقق آرمان‌هایی که با انقلاب اسلامی آن‌ها را فریاد کشیدم بیش از پیش تلاش کنیم و این کشور را در راستای آن رسالت‌هایی که داریم به پیش ببریم.

بحثی که راجع به علوم انسانی اسلامی مطرح شده بحثی است که اندیشمندان سال‌هاست در حوزه علوم انسانی  درگیر آن هستند اگر بخواهیم یک جمع‌بندی نسبت به این موضوع داشته باشیم می‌توانیم بگوییم که در کشور ما دو نوع موضع گیری نسبت به علوم انسانی اسلامی وجود داشته است عده‌ای مخالف طرح این مبحث هستند و معتقدند که علم اصولا اسلامی و غیر اسلامی ندارد؛ این عده معتقدند ابدا چیزی به نام علم دینی وجود ندارد که ما بخواهیم در مورد آن صحبت کنیم؛ به نظر این افراد علم یک معرفت فراگیر است، عام و جهانی بوده و به جغرافیا یا فرهنگ  خاصی بستگی ندارد لذا با این رویکرد، بسیاری از افراد مخالف علمی دینی، علوم انسانی اسلامی و عباراتی از این دست هستند.

این دسته از افراد معتقد هستند که در مقام گردآوری ممکن است ما از اسلام هم سخن بگوییم، یعنی در گردآوری بگوییم ما از هر طریقی می‌توانیم اطلاعات به دست بیاوریم و به هر طریقی می‌توانیم معرفت خود را افزایش دهیم که یکی از این طریق‌ها هم می‌تواند روش اسلامی باشد ولی در مقام داوری نمی‌توانیم بحث علم دینی و علم غیردینی بودن  را مطرح کنیم.

در نقطه مقابل این دسته کسانی هستند که به شدت طرفدار علم دینی یا علوم انسانی اسلامی هستند، در حقیقت علوم انسانی اسلامی یک شاخه‌ای از علم دینی محسوب می‌شود و در دهه‌های اخیر به دلیل اهمیت بحث علوم انسانی اسلامی مورد توجه قرار گرفته است، حتی شورای تحول علوم انسانی هم در این زمینه  تاسیس شده است. 

 باشگاه خبرنگاران جوان: شما با کدام یک از این رویکردها نسبت به علوم دینی موافقید؟ 

ساداتی نژاد: در ماه‌های اخیر خصوصا با نامه‌ای که آقای دکتر رضا داوری اردکانی نوشت و در آن به نوعی علوم انسانی اسلامی و اقدامات شورای تحول را نقد کردند اختلاف دیدگاه‌های در خصوص علوم انسانی اسلامی خیلی جدی‌تر شده است، همچنین نظریات دکتر سروش در تایید دیدگاه‌های اخیر آقای اردکانی و از سوی دیگر دیدگاه‌های مخالفینی مثل آقای خسروپناه در جواب دیدگاه آقای داوری و آقای سروش هم بر این اختلافات افزوده است.

اگر علم دینی را درست تعریف نکنیم دچار سوءتفاهم می‌شویم

بنده اگر بخواهم موضع خودم را بیان کنم معتقد هستم که  بحث علوم انسانی اسلامی و علوم دینی را باید درست تعریف کنیم؛ یکی از مشکلاتی که ما در حوزه علوم انسانی داریم به تعریف مفاهیم برمی‌گردد؛  اگر ما علم دینی را درست تعریف نکنیم دچار سوءتفاهم خواهیم شد و همدیگر را متهم خواهیم کرد، بنابراین ممکن است من یک تعریفی از علم دینی یا از علوم انسانی اسلامی ارائه دهم که واقعاً این تعریف حتی برای افرادی که الان به عنوان مخالف صحبت می‌کنند مورد قبول واقع شود و بگویند با این رویکرد ما هم قبول داریم که می‌شود علم اسلامی باشد، ممکن هم هست ما با شرایطی این علوم را تعریف کنیم که اصلاً برای برخی از افراد قابل قبول نباشد.

علوم انسانی اسلامی از دیدگاه متفکران اخیر

فرمول‌های ریاضی دینی و غیردینی ندارند

برخی می‌گویند آیا ریاضیات اسلامی و غیر اسلامی دارد؟ معلوم است که فرمول‌های ریاضی مثل جامد و مشتق اصلاً بحث دینی و غیردینی ندارند، این یک معرفت ریاضی است یا  در حرفه‌ پزشکی مطرح می‌شود اگر بخواهید قلب را عمل کنید جراحی اسلامی یا جراحی غیراسلامی آن چگونه است؟

مشخص شدن محل نزاع متفکران حوزه علوم انسانی اسلامی راه به نقطه مشترک می‌رساند

این خیلی مهم است که اگر ما می‌خواهیم در رابطه با علم دینی صحبت کنیم، باید ببینیم چه چیزی در ذهن داریم، این تعریف خیلی مهم است اگر ما بتوانیم محل نزاع را به درستی مشخص کنیم شاید بتوانیم به یک نقطه مشترک  هرچند اجمالی دست پیدا کنیم.

تقسیم‌بندی موافقین علوم انسانی اسلامی به سه دسته

در بحث رویکرد‌ها و تعاریف موافقین علم دینی یا  علوم انسانی اسلامی سه دیدگاه و سه تعریف از این علوم  به طور جدی مطرح است که در ادامه به آن اشاره می‌کنم و موضع خودم را هم در همین بحث توضیح می‌دهم.

رویکرد تهذیبی در حوزه علوم دینی 

اولین رویکردی که در بحث علم دینی و علوم انسانی اسلامی مطرح می‌شود رویکرد تهذیبی است؛ بر اساس این رویکرد افراد معتقد هستند که ما باید علوم از غرب رسیده به خصوص در حوزه علوم انسانی را یک بار باز خوانی کنیم و ببینیم این مفاهیم، مولفه‌ها و موضوعاتی که در این علوم مطرح شده تا چه میزان با فرهنگ دینی ما سازگاری دارد و آن دسته از علومی که تعارضی با مسائل دینی و اعتقادی ما ندارد بپذیریم.

رویکرد تهذیبی وقتی از علوم انسانی اسلامی سخن می‌گویند بیشتر همین نگاه مد نظر آن‌هاست که ما بازخوانی کنیم و با نگاه تصحیح و تهذیب وارد بررسی علوم شویم، موضوعاتی را که اصلاً با اعتقادات ما سازگار نیست حذف کنیم و البته شاید از سوی دیگر بتوانیم موید‌هایی در دین اسلام  برای تایید آنها پیدا کنیم، دقیقا مثل کاری که ما در حوزه سیاست با پدیده‌های مدرن کرده‌ایم.

فرض بفرمایید در موضوع پارلمان یا مشروطیت، در صدر مشروطه بحثی که بین اندیشمندان و علمای ما مطرح شد این بود که اصلاً این بحث پارلمانتاریسم را آیا می‌توانیم قبول کنیم یا نه؟ آمدند بررسی و باز اندیشی کردند و افرادی مثل مرحوم نائینی و آخوند خراسانی گفتند این موضوع هیچ تعارضی با تعالیم دینی ما ندارد؛ براین اساس ما  نه تنها مخالفتی با این موضوعات نداریم بلکه در ین اسلام می‌توانیم با آیاتی از قرآن  که بحث شورا را مطرح کرده است موضوع پارلمان و مجلس را تایید کنیم و بگوییم که این مشروطیت می‌تواند بر آمده از شورایی باشد که در تفکر اسلامی به آن توصیه شده است.

در این رویکرد ما به دنبال این هستیم دانش‌هایی که در خارج از جغرافیای ما تولید شده را مرور و بازبینی کنیم، نسبت آن با باور‌ها و اعتقادات خود را ببینیم و با رویکردی تهذیبی آن را پاک‌سازی و  به اصطلاح گزینش کنیم؛ آن مواردی را که با باور‌های ما نسبتی ندارد حذف کنیم و  آن‌هایی را که قابل پذیرش است بپذیریم و حتی آن‌ها را ارتقا دهیم.

یک زمانی، وقتی که اندیشمندان ما با فلسفه یونان آشنا شدند فلسفه یونان را مطالعه کرده و پذیرفتند؛ به قول شهید مطهری در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم مسلمان‌ها وقتی با فلسفه یونانی آشنا شدند این فلسفه ۲۰۰ مسئله بیشتر نداشت ولی مسلمان‌ها توانستند آن را تا ۷۰۰ مسئله ارتقا دهند؛ به همین روش  ما می‌توانیم موضوعات را گزینش و تحلیل کنیم و بعد آن‌ها را رشد دهیم.

من فکر می‌کنم پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی در بحث‌های اسلامی شدن علوم بیشتر این رویکرد تهذیبی را مدنظر داشته‌اند؛ به همین دلیل انواع رشته‌های علوم انسانی را می‌توانیم در موسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی داشته باشیم، یعنی همین علوم سیاسی، جامعه شناسی و اقتصاد، منتهی با رویکرد تهذیبی تدریس می‌شود؛ سعی می‌کنند با نگاه اسلامی موضوعات را بازبینی کنند و مولفه‌هایی که در این رشته‌ها با تعالیم اسلامی تضادی ندارند بپذیرند و حتی آن‌ها را بر اساس منابع اسلامی ارتقا دهند.

علوم انسانی اسلامی با رویکرد فلسفه مضاف

فلسفه‌های مضاف رویکرد دومی است که برخی از موافقین علم دینی و علوم انسانی اسلامی دارند، این دسته از افراد معتقد هستند که اصولاً ما اگر می‌خواهیم علمی را دینی کنیم نباید به سراغ آن علم رفت، بلکه باید به سراغ فلسفه آن علم برویم، دینی شدن یا غیردینی شدن یک علم  به فلسفه آن علم برمی‌گردد؛ اگر می‌خواهیم علمی را دینی‌ کنیم باید فلسفه آن را  بازخوانی کنیم و اگر شما فلسفه علم را دینی کردید به طور طبیعی آن علم هم دینی خواهد شد اما سوال اینجاست که  فلسفه علم چیست؟ فلسفه مضاف، دانش مطالعه فرانگر عقلانی یک علم یا یک رشته است،  مثلاً ما یک علم اقتصاد داریم، یک فلسفه علم اقتصاد داریم، علم سیاست داریم، فلسفه علم سیاست هم داریم اگر می‌خواهیم علم را دینی کنیم باید به سراغ فلسفه هر علمی برویم؛ فلسفه یک علم فراتر از خود علم است، فلسفه علم  راجع به چرایی آن علم صحبت می‌کند، به سیر تحول و هدف آن علم می‌پردازد. بنابر این رویکرد دوم به کلیت‌ها و ریشه‌های یک علم خاص می‌پردازد، سوال اینجاست که وقتی دینی کردن علم را مطرح می‌کنیم آیا می‌خواهیم فلسفه آن را تغییر دهیم یا نه، معنای دیگری مد نظر است. 

علوم انسانی اسلامی از دیدگاه متفکران اخیر

 باشگاه خبرنگاران جوان: منظور از مضاف در عبارت فلسفه مضاف چیست؟ 

ساداتی نژاد: وقتی کلمه فلسفه مضاف را می‌آوریم، یعنی فلسفه را به عنوان یک پیشوند به آن علم اضافه می‌کنیم، فلسفه علم اقتصاد یعنی افزودن فلسفه علم اقتصاد به اصل علم اقتصاد. در این رویکرد به طور مشخص می‌توانیم از آقای خسروپناه به عنوان طرفداران این رویکرد یاد کنیم؛ ایشان کتابی دارند به نام فلسفه فلسفه اسلامی که در این اثر ایشان این موضوع را مطرح کردند.

روش‌های مضاف علوم انسانی

اما سومین رویکردی که موافقین علوم دینی دارند رویکرد روش‌های مضاف است؛ بر اساس این رویکرد وقتی ما سخن از علم دینی به میان می‌آوریم و علوم انسانی اسلامی را مطرح می‌کنیم باید به روش‌هایی که در هر دانشی به کار برده می شود توجه کنیم. روش‌هایی را که برای علم یا برای یک معرفت دنبال می‌کنیم از راه‌های تجربی و عقلانیت تجربی است؛ برای مثال در علم پزشکی عقلانیت تجربی است که این علم را ایجاد کرده است یعنی هر روشی در علم پزشکی حاصل تجربه‌هایی است که  قرن‌های متمادی در هر یک از رشته‌های پزشکی به دست آمده است یا ممکن است برخی از رشته‌ها به دلیل عقلانیت نظری رشد کرده باشند یعنی مثل ریاضیات جنبه تجربی نداشته باشند اما دارای جنبه نظری باشند.

گاهی هم مورد سومی به نام معرفت دینی وجود دارد یعنی علمی را از طریق عقلانیت تجربی، عقلانیت نظری و یا معرفت‌های دینی به وجود بیاریم؛ گاهی هر سه مورد در رشد یک علم موثر هستند؛ ما وقتی داریم در علم دینی سخن می گوییم می‌خواهیم علاوه بر عقلانیت تجربی و نظری بتوانیم از معرفت های برآمده از دین هم استتفاده کنیم.

روش‌های مضاف به این معنا است که در حل مسائل علمی علاوه بر عقلانیت نظری و عقلانیت تجربی از عقلانیت دینی هم استتفاده کنیم یا معرفت برآمده از دین را هم وارد تحلیل‌های علمی کنیم؛ اگر هر سه مورد را کنار هم ببینیم علم دینی را شاهد خواهیم بود؛ اگر در حوزه علوم انسانی علاوه بر عقلانیت تجربی و عقلانیت نظری از منابع دینی هم استفاده کردیم رویکرد دینی و علم دینی خواهیم داشت.

به طور مشخص اعضای فرهنگستان علوم که در حال حاضر آقای میرباقری از شاگردان سید منیرالدین هاشمی متولی آن هستند؛  در بحث علم دینی یا علوم انسانی اسلامی طرفدار این رویکرد هستند. 

باشگاه خبرنگاران جوان:  کدام رویکرد نسبت به علم دینی موثر است؟  

ساداتی نژاد: اگر بخواهیم یک نگاه منطقی به موضوع علم دینی داشته باشیم می‌توانیم بگوییم که از هر سه دیدگاه مطرح شده در فرآیند علوم انسانی اسلامی می‌توانیم استفاده کنیم؛ به دلیل اینکه تولید علم دینی و علوم انسانی اسلامی موضوع ساده‌ای نیست، در نگاه کوتاه مدت به رویکرد تهذیبی مراجعه کنیم؛ در میان مدت می‌توانیم روی فلسفه مضاف و فلسفه علم کار کنیم و در بلند مدت به بررسی روش‌های مضاف بپردازیم. 

کلیدواژه ها :گفتگو فرهنگ ریاضی
منبع : باشگاه خبرنگاران

پربازدیدترین امروز

website tracking