۱۲ فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۱۶:۱۵

مراسم روز طبیعت در گذشته های نه چندان دور زنجان

مراسم روز طبیعت در گذشته های نه چندان دور زنجان
زنجان - ایرنا -در گذشته های نه چندان دور مراسم های متعددی از قبیل روز طبیعت در این استان برگزار می شد که تک تک این آئین ها مملو از نشاط و سرزندگی و ناشی از اراده انسانی با هدف مشخص بود که اکنون اغلب آنها اکنون به فراموشی سپرده شده است.

به گزارش ایرنا، فرهنگ عامه و ادبیات شفاهی مجموعه ای از رفتارها ، آداب و سنن قوم و ملتی است که در بسترهای زیستی گوناگون و دوران تاریخی مختلف شکل گرفته و پس از گذر از پیچ و خم های متعدد و حوادث گوناگون به عنوان تفکرات، نوع بینش، نوع پوشش و آداب و رسوم بدست ما رسیده است.
بر این اساس هر کدام از آنها ما را با نحوه زندگی و اعتقادات و باورهای گذشتگان آشنا کرده و امروز را به دیروزمان پیوند می زند که از اهمیت خاصی برخوردار است.
یک پژوهشگر، محقق و مدرس تئاتر در ارتباط با مراسم سیزده نوروز سال های نه چندان دور زنجانی ها می گوید: بعد از مراسم سال تحویل، تا روز سیزده نوروز مراسم متعدد و گوناگونی برپا می شد و در این میان خانواده ها برای دیدار دوستان و آشنایان و اقوام به خانه هم رفته تا با دیداری تازه کدورت ها و کینه ها را کنار گذاشته و در بهار جدید خود نیز بهاری شوند.
حسین عباسی نیا اظهار می کند: در 12 روز نوروز انواع جشن ها، آئین ها و نوروزی خوانی ها مثل ناری نارکه، نوروز عمی، قاراچی، تکم گردانی(تکه اویونی)،.. برگزار می شد که امروزه همه آنها منسوخ شده و از بین رفته است.
عباسی نیا ادامه می دهد: مضمون اغلب این نوروزی خوانی ها در توصیف بهار و جلوه های مختلف آن بوده و نیز در تکریم و ستایش صاحبان منازل برای اخذ صله و انعام در این ایام بود.
این پژوهشگر، محقق و مدرس تئاتر ادامه می دهد: این نوروزی خوانی ها ویژه مناطق زنجان و آذربایجان و دارای جنبه های نمایشی بسیار قوی و مانند سایر نوروزی خوانی های مناطق دیگر ایران مبتنی بر بداهه خوانی و بداهه سرایی بود.
وی ابراز می کند: روز سیزده نوروز ،یعنی آخرین روز نوروز، مراسم خاص خود را دارد و خانواده ها این روز را در بیرون از شهر و در باغات اطراف بسر می برند و به جشن و پایکوبی مشغول می شوند تا نحسی سیزده را برطرف کنند.
عباسی نیا می افزاید: روز سیزده، با پنج روز ایام مسترقه(خمسه دزیده)مطابقت داشته و بر همین اساس این روز را روز نحس می دانند و برای رفع نحسی در بیرون از شهر به جشن مشغول می شوند.
وی اظهار می کند: روز سیزده، اهالی ، سبزه هایی را که رویانده اند،به آب می دهند و بدین ترتیب سبزینگی و رویش را به طبیعت تحمیل می کنند،در حالی که در گذشته سبزه ها را به آب رودخانه زنجانرود می دادند و اغلب خانواده ها نیز در باغات اطراف این رودخانه این روز را سپری می کردند.
این پژوهشگر، محقق و مدرس تئاترادامه می دهد: یکی از بازیهای بسیار باشکوه و هیجان انگیز روز سیزده نوروز،بازی الک دولک بود که بسیاری از خانواده ها به آن می پرداختند و بازیهای دیگری مانند(گیزلین پانچ) و (الدن دادی) به معنی دست رشته،نیز مرسوم بود که هر 2 از بازی های بسیار شاد و مفرح بود.
وی یادآوری می کند: از مراسم دیگر روز سیزده نوروز،سبزه گره زدن بود که دخترهای دم بخت، برای باز شدن بخت، اقدام به این کار می کردند.
عباسی نیا ادامه می دهد: نوروزی خوانی مخصوص روز سیزده نوروز،مراسم 'غلیبانی' بود، غلیبانی از نوروزی خوانی های بسیار شاد مفرح و باشکوهی بود که مردم به ویژه جوانان و نوجوانان به آن علاقه نشان می دادند.
وی می افزاید: دسته غلیبانی مرکب از سه تیپ عمده بود، غلیبانی، که نمادی از نحسی روز سیزده بود با هیبتی ترسناک که لباسی از پوست خرس یا گرگ به تن می کرد و کلاهی را تا گردن روی سر می کشید و تنها یک چشم در وسط پیشانی داشت.
این پژوهشگر، محقق و مدرس تئاتر ادامه می دهد: دورچی(سینی گردان) که بعد از راندن غلیبانی توسط مردم نمایش زیبایی را با چرخاندن یک سینی روی چوب ارائه می کرد و دونیل چی(دهل زن) که همراه با شعر غلیبانی و رقص او و نمایش دورچی دهل می زد.
وی اظهار می کند: دسته غلیبانی در روز سیزده نوروز در باغات اطراف مراسم اجرا می کردند و مورد استقبال خانواده ها قرار می گرفت و مردم همراه دسته دسته غلیبانی کف می زدند و آواز می خوانند.
عباسی نیا می افزاید: هنگام غروب غلیبانی را با سنگ و کلوخ از خود می راندند و اگر بعد از غروب کسی او را می دید، با چوب و سنگ به جان او می افتاد و ابیاتی را که از راندن نحسی روز سیزده بود، می خواندند.
وی خاطرنشان می کند: رودخانه هنگام غروب، آنگاه که خانواده ها سبزه ها را آب می دادند منظره باشکوهی داشت، سطح آب رودخانه ها تبدیل به چمنزاری سبز می شد و مردم به تماشای این منظره می نشستند.
این پژوهشگر، محقق و مدرس تئاترادامه می دهد:از مراسم دیگر روز سیزده که بسیار باشکوه ، مفرح و همراه با نشاط و شادابی بود،مراسم انداختن هفت سنگ به آب رودخانه بود و این عمل نمادی از انداختن هفت نوع درد و رنج به درون آب جاری رودخانه بود.
وی اظهار می کند: مراسم سنگ انداختن بدین ترتیب بود که نزدیک غروب آفتاب خانواده ها کنار رودخانه صف می بستند و هرکدام هفت سنگ را به درون آب پرتاب می کردند و در هر نوبت شعری را زمزمه می کردند.
عباسی نیا می افزاید: انداختن سنگ در آب تمثیلی از انداختن بدی ها و نحسی درون آب بود تا آب جاری رودخانه را با خود ببرد و شعرهایی که حین پرتاپ سنگ می خواندند گاهی شکل همخوانی بخود می گرفت و جماعت با هماهنگی و ریتم خاصی همه باهم شعرها را زمزمه می کردند.

'سنی آتیرام درد و ورم قالیما شر شیطان ، قوری بهتان ، قالیما
یعنی:اینو در آب می اندازم تا درد و غم نماند شر شیطان و تهمت و دروغ نماند
'سنی آتیرام ایشیقلیقا تیشاق قارانلیقدا قورولوغدا قالیما'
یعنی: اینو می اندازم تا به روشنایی و نور برسم تاریکی و خشکی هم نماند و.....

وی خاطر نشان می کند:منجیق سواسالما(منجوق در آب انداختن) مراسم دیگری در روز سیزده نوروز مرسوم بود که بیشتر مربوط به کسانی بود که این روز را از خانه بیرون نیامده و نحسی سیزده را در خانه بدر می کردند.
عباسی نیا می افزاید: این مراسم به طور معمول ویژه دخترهای جوان و دم بخت بود ،چند دختر دور هم حلقه ای را تشکیل داده و در وسط این حلقه دیگ پر از آبی را قرار می دادند و یک نفر ازاین این دخترها که تجربه و کارآیی و دانایی نسبت به دیگران داشت،انتخاب و سر دیگ می نشست.
وی اضافه می کند: او از هر یک از افراد شیئی می گرفت و در داخل دیگ می انداخت و پس از آنکه همه اشیاء را داخل دیگ می انداختند، شعری را با ریتمی آهنگین زمزمه و دیگران نیز با او همراهی می کرد.
این پژوهشگر، محقق و مدرس تئاترخاطر نشان می کند: پس از لحظاتی دانای مجلس، هر کدام از اشیا را یکی یکی بیرون می آورد و با توجه به شرایط شی را تفسیر و تعبیر می کرد و وصف هایی از آن را برای حاضرین می گفت و صاحب همان شی نیز با توجه به نیتی که کرده بود، شرایط خود را در سال جدید حدس می زد و وقتی وصف حال و تفسیر اشیا به پایان می رسید، همه باهم شعر می خواندند و دست افشانی می کردند.
7320/6085

کلیدواژه ها :تئاتر زنجان غروب
منبع : ایرنا

پربازدیدترین امروز

    website tracking