۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۰۴

گزارش فارس از فعالیت گروه‌های جهادی در بخش رضویه مشهد

جوانانی که در تعطیلات آخر هفته به یاری محرومان می‌شتابند/ کمک به «سلامت» روستایی که در ماه فقط یک روز پزشک دارد

جوانانی که در تعطیلات آخر هفته به یاری محرومان می‌شتابند/ کمک به «سلامت» روستایی که در ماه فقط یک روز پزشک دارد
تنها یک اتفاق خوب در یک صبح جمعه گرم و بهاری باعث می‌شود تا راهی مکانی شوی که اگرچه در نقشه جغرافیا دور نیست، اما از نگاه‌ها دورافتاده است! همه‌چیز از یک پیام شروع شد؛ «سرکشی از گروه‌های جهادی بخش رضویه مشهد...»

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، تنها یک اتفاق خوب در یک صبح جمعه گرم و بهاری باعث می‌شود تا راهی مکانی شوی که اگرچه در نقشه جغرافیا دور نیست، اما از نگاه‌ها دورافتاده است! همه‌چیز از یک پیام شروع شد؛ «سرکشی از گروه‌های جهادی بخش رضویه مشهد...». و اگر از داستان پرفرازونشیب هماهنگ کردن و هماهنگ شدن با گروه اعزامی بگذریم، به بخش اصلی ماجرا خواهیم رسید.

پرده اول؛ جایی همین نزدیکی

ساعت 8 و 30 دقیقه روز جمعه، دهم اردیبهشت‌ماه 95 است. قرار است به مناسبت هفته بسیج سازندگی، با مسئولان سازندگی بسیج همراه شده و در میانه راه به گروه دیگری از مسئولان ملحق شویم. با ماشین سبزرنگ سپاه و مسئولان بسیج سازندگی ناحیه مسلم، راهی جاده‌هایی می‌شویم که تا ساعاتی دیگر، چرخش لاستیک‌های ماشین مسئولان را بر خود تجربه خواهد کرد! اتفاقی که شاید تاکنون به‌ندرت رخ‌ داده باشد.

هوای گرم بهاری اما شبیه به تابستانی مشهد، تو را به فکر وامی‌دارد، و هرم گرمای آفتاب تابیده بر آسفالت خیابان، نگاهت را به برخی واژه‌ها دقیق‌تر می‌کند. جهاد، اردوی جهادی... آن‌هم در این هوای گرم و طاقت‌فرسا. فاصله چندانی از مشهد نداریم، 5 کیلومتر از ابتدای شهرک شهید رجایی و 20 کیلومتر تا روستای مقصد راه است. جاده آسفالته که حکایت از مناطق شهری دارد، کم‌کم رو به اتمام است و در یک نقطه قابل‌تأمل، این جاده آسفالته به ناگاه، تبدیل به جاده خاکی می‌شود! گویی حدفاصل دریا و ساحل را مشخص کرده باشند، و این حدفاصل، تمایز بین رفاه شهری و محرومیت روستایی است، محرومیت درست از همین حدفاصل جاده‌ای آغاز می‌شود؛ از همین مرز بین جاده آسفالته و جاده خاکی، و هرچه طول این جاده خاکی بیشتر شود، مناطق پیش رو محروم و محروم‌تر می‌شوند! جاده خاکی که آغاز می‌شود، بوی محرومیت به مشام می‌رسد، محرومیت آن‌هم نه‌فقط از جنس امکانات رفاهی، بلکه از جنس نزدیک اما دور بودن از دومین کلان‌شهر مذهبی جهان!

پرده دوم؛ هرچه دورتر، محروم‌تر!

بخش رضویه، از جمله مناطق زیر پوشش ناحیه بسیج سازندگی مسلم است که از ابتدای شهرک شهید رجایی مشهد آغاز شده و شهرک باهنر، بخش رضویه، جاده فریمان، میامی و سرخس را شامل می‌شود. در این منطقه حدود 70 روستا قرار دارد که تمرکزشان در جاده‌های فریمان و سرخس بیشتر است. هرچه از مشهد به سمت سرخس برویم، محرومیت روستاها و پراکندگی‌شان نیز بیشتر می‌شود و جاده خاکی نیز، صعب‌العبورتر خواهد شد.

مسئولان جهادگر بسیجی، هفته گذشته نیز گروهی از خیرین را از این جاده‌های خاکی و پردست‌انداز عبور داده‌اند و به مسجد الزهرای احمدآباد رسانده‌اند، تا در آنجا از نزدیک با مشکلات مردم روستا آشنا شوند. توزیع سبد معیشتی بین خانواده‌های محروم روستا نیز مقدمه‌ای شده بر تصمیم‌گیری جدی خیرین محترم برای رفع مشکلات مردم.

پرده سوم؛ کشاورزی بدون زمین!

جاده پیش رو، خود حدفاصل دو روستاست، سمت راست جاده روستای تنگل شور و سمت چپ آن روستای چِلِغی قرار دارد. ابتدای روستای چِلِغی، محل اتصال گروه ما و گروه مسئولان است، و درست همین‌جاست که انسان‌ها فارغ از اسم‌ورسم و مسئولیت، در کنار هم برای هدفی مشترک، گام برمی‌دارند. با گروهی از مسئولان که حضور دکتر سید احسان قاضی‌زاده هاشمی، نماینده منتخب حوزه فریمان در مجلس دهم شورای اسلامی و مهندس زارعی، بخشدار رضویه در این جمع، پررنگ‌تر است. به همراه جمعی از بزرگان و اهالی روستا، راهی منزل شهید می‌شویم. مادر شهید احمد امیری، در منزلی که بوی سادگی و صفا می‌دهد به انتظار ما نشسته است. پس از رسم و رسومات همیشگی در دیدارهای این‌چنینی، سر صحبت اهالی دو روستا برای بیان مشکلاتشان باز می‌شود، فرصت از این مغتنم‌تر؟! طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب، بررسی و حل مشکلات مردم در مناطق محروم و مستضعف، از مهم‌ترین وظایف مسئولان است، و چه فرصتی بهتر از این دیدار رودررو با مردمی که تنها در چند کیلومتری تمدن شهری هستند و دورافتاده از ابتدایی‌ترین ملزومات مادی و فرهنگی.

عمده مشکل مردم این دو روستای مجاور، نزدیک بودن به کشف‌رود است که مشکلاتی را برای زمین‌های کشاورزی آن‌ها پدید آورده است. زمین‌هایی که به خاطر جلوگیری از وقوع سیلاب، حفظ حریم رودخانه و جلوگیری از ساخت‌وساز در محدوده خطر، توسط نهادهای دولتی خریداری‌ شده است و مگر یک روستا، بدون زمین کشاورزی، آن‌هم برای اقتصاد مبتنی بر کشاورزی و دامداری در این منطقه، می‌تواند به حیاتش ادامه دهد؟ بیکاری و فقر معیشتی در کنار فقر فرهنگی، ارمغان محرومیتی است که به سبب غفلت ما از این روستا و روستاهای مجاور پدید آمده است.

طرح این مشکلات است که باعث می‌شود دکتر قاضی‌زاده به فکر راه‌حلی فنی و قانونی بیفتد تا هم حقوق مردم روستا محفوظ بماند و هم مباحث زیست‌محیطی رعایت شود. بررسی کارشناسی‌تر این مشکل موکول می‌شود به بازگشت مجدد نماینده مجلس به این منطقه و جلسه‌ای که در هفته جاری با مسئولان مربوطه خواهد داشت. همچنین پیگیری وضعیت جاده منتهی به روستاهای این محدوده، در دستور کاری بخشدار رضویه قرار می‌گیرد.

حسن ختام این جلسه مردمی تقدیم هدیه‌ای ناقابل به خانواده شهید بزرگوار است. کوچه‌های مزین به نام شهید احمد امیری را به آفتاب گرم و خاک تشنه روستای چِلِغی می‌سپاریم و با دعای خیر خانواده شهید، راهی جاده‌های خاکی و آفتابی بخش رضویه می‌شویم.

پرده چهارم؛ تفاوت از زمین تا آسمان است

تقابل خاک و آفتاب، منتهی الیهی را در برابر چشمانمان قرار می‌دهد که نویدبخش آینده‌ای روشن برای روستاهای محروم مملو از فرصت خدمت خواهد بود، فرصتی برای ما که بتوانیم به مردم خدمت کنیم، و مگر چیزی بالاتر از خدمت به خلق خدا وجود دارد؟

کلاته سید، مقصد بعدی ماست. حضور پرشور جهادگران در این روستا، از همان بدو ورودمان به کلاته سید قابل‌مشاهده است؛ جایی که حاج آقای هوشمند و گروه جهادی‌اش، منتظر ما هستند. مسجد 14 معصوم، میزبان جهادگرانی است که مشغول عمران و آبادانی روستا هستند. جایی که پس از حضور مستمر گروه‌های جهادی عمرانی برادران و فرهنگی خواهران، تا به امروز موفق به تشکیل پایگاه بسیج برادران و کانون فرهنگی- هنری شهید منصور ستاری شده است. جهادگران به‌سختی مشغول کارند، جوانانی که عرق‌ریزان در حال ساخت‌وساز و بهسازی مسجد و خانه بهداشت کلاته سید هستند؛ تنها خانه بهداشت موجود در بین این روستا و چند روستای مجاور که نه امکانات درست‌وحسابی دارد و نه کادر درمانی ثابت. می‌گویند اینجا فقط ماهی یک‌بار پزشک می‌آید و لابد مردم این چند روستا باید سعی کنند تا در تمام این مدت نه بیمار شوند و نه نیاز به درمان پیدا کنند!

خواهران جهادگر نیز مشغول برگزاری رده‌های آموزشی برای خانم‌های روستا هستند و برای کودکان نیز برنامه‌ای ویژه دارند. برنامه در دست اقدام گروه خواهران، راه‌اندازی پایگاه بسیج خواهران روستاست.

این ششمین بار است که گروه جهادی سجادیه در کلاته سید مستقر شده است؛ از اسفندماه سال گذشته تاکنون که در شش هفته مستمر، مشغول جهاد و سازندگی و خدمت‌اند. حدود 60 جهادگر که در کلاته سید و روستاهای اطراف پراکنده‌شده‌اند و در هر روستا، مشغول عمران و سازندگی هستند. در کلاته سید بهسازی و نوسازی مسجد و راه‌اندازی خانه بهداشت جزو اولویت‌های عمرانی محسوب می‌شود.

همراه با گروه مسئولان، وارد کوچه‌پس‌کوچه‌های کلاته سید می‌شویم تا از نزدیک با فعالیت‌های جهادگران آشنا شویم. شناسایی خانواده‌های محروم و ساخت‌وساز در منازلی که نیاز به تعمیر و بهسازی دارند، وظیفه دیگر گروه عمرانی است. چند قدم آن‌طرف‌تر از مسجد، منزلی وجود دارد که بسیار محقر است، سه خانواده در همین مکان کوچک و بدون امکانات زندگی می‌کنند. وارد یکی از اتاق‌ها می‌شوم که هیچ ندارد، جز 5 نفر سکنه که روزگار را به‌سختی می‌گذرانند؛ یاد شهر می‌افتم و تشریفات و تجملاتی که در برخی خانه‌های شهری وجود دارد، قیاس که می‌کنم می‌بینم تفاوت از زمین تا آسمان است! یک اتاق سه در چهار، محل زندگی 5 نفر از اعضای یک خانواده است، و این اتاق، تنها یکی از اتاق‌های این خانه است. این وضعیت سخت، برای دو خانواده دیگر ساکن در این منزل محقر نیز صدق می‌کند.

متأسفانه وضعیت بسیاری از اهالی روستا به همین صورت است و حضور ما باعث شده است تا مردم با نامه‌هایی در دست، به استقبال ما بیایند! گپ و گفت کوتاهی با زنان روستا انجام می‌دهم و پی به مشکل مشترک همه آن‌ها می‌شوم؛ بیکاری و فقر معیشتی.

اغلب منازل این روستا حمام ندارند و اهالی برای شست‌وشوی خود، از طویله‌هایشان استفاده می‌کنند. خشک‌سالی، بلایی است که بر سرِ زمین‌های کشاورزی این روستاها آمده است و مردان را بیکار کرده است، برخی از جوان‌ها را نیز راهی شهر مشهد نموده تا دور از خانواده، برای کسب معاش خویش تلاش کنند.

آقای هوشمند که مسئول گروه جهادی سجادیه است، از کوتاهی برخی نهادهای مسئول گله‌مند است و محرومیت مادی و معنوی روستاهای این محدوده را بسیار شاخص و دردناک می‌داند.

پرده پنجم؛ ازخودگذشتگی یعنی...

به مسجد 14 معصوم برمی‌گردیم و میهمان گروه جهادی سجادیه می‌شویم. نمایش نماهنگی از فعالیت‌های جهادی این گروه در کلاته سید مقدمه‌ای می‌شود بر سخنان مسئولان حاضر.

دکتر قاضی‌زاده در این جمع می‌گوید: «اوضاع بخش رضویه نابسامان است. این‌گونه کارهای جهادی باید برای همه روستاهای محروم و مستضعف انجام شود. وظیفه ما کمک و پشتیبانی معنوی است تا خود مردم بسیج شوند و برای آبادانی روستا تلاش کنند. ما باید از این حرکت مردمی حمایت کنیم و آنجا که لازم است، پشتیبانی مادی نیز داشته باشیم. برای حل مشکلات این محدوده باید بااراده جدی و تمرکز بیشتر وارد عمل شد. باید پس از اجرای سیاست‌های ترویجی و حمایت کافی، مردم این منطقه روی پای خودشان بایستند.»

در جمع حاضر، توجهم به سه نوجوان جلب می‌شود که در کنار هم نشسته‌اند. محمد، رضا و سجاد سه دوست صمیمی هستند که از پایگاه بسیج شهید مطهری شهرک شهید رجایی آمده‌اند. 16 ساله‌اند و پر از شور و شوق دوران نوجوانی. وقتی از آن‌ها می‌پرسم مگر درس‌ومشق ندارید که اینجا آمده‌اید، متفق‌القول می‌گویند: «درس‌ومشقمان را انجام دادیم و بعد آمدیم.» از انگیزه‌شان برای آمدن به اردوی جهادی می‌پرسم که رضا می‌گوید: «برای کمک آمدیم، توی پایگاه متوجه شدیم که یک گروه جهادی است، بنابراین تصمیم گرفتیم تعطیلات آخر هفته‌مان را به کمک به مردم محروم اختصاص دهیم.» کار ساده‌ای نیست؛ گذشتن از تعطیلات آخر هفته، آمدن به روستاهای محروم و کار در گرما و شرایط سخت اینجا، آن‌هم به‌جای استراحت و گردش و بازی در رفاه و آسایش شهری.

پرده ششم؛ به‌رسم شرمندگی

روستای ماشوله، خانواده شهید بزرگوار دیگری را در دل خود دارد که دیدار با آن‌ها، بهانه خوبی برای رفتنمان به آنجا می‌شود. مادر پیر و شکست‌خورده شهید محمدعلی امیریان، در آستانه درب خانه ایستاده است و به ما خوش‌آمد می‌گوید. خوش‌وبشی با بردار شهید می‌شود و عرض احترامی به مادر بزرگوار ایشان، هدیه‌ای به‌رسم شرمندگی تقدیمشان می‌شود تا بیش‌ازپیش از غفلت خودمان نسبت به خانواده‌های عزیز شهدا خجالت‌زده شویم.

روستای نصرآباد، آخرین محل سرکشی ماست، گروه جهادی سجادیه در این روستا نیز مثل روستاهای قبلی مشغول به خدمت‌رسانی هستند. ساخت پایگاه بسیج و منزل روحانی، دو طرح عمرانی این روستاست که با حمایت مالی سپاه و نیروی انسانی گروه جهادی سجادیه در حال انجام است. روستای نصرآباد حتی روحانی مستقر ندارد! لابد مردم این روستا نیز به‌مانند مردم کلاته سید، باید نیازشان به روحانی را محدود به حضور گهگاه این بزرگواران در روستا کنند!

پرده هفتم؛ حکایت همچنان باقی است

سرکشی‌ها به اتمام می‌رسد، گرچه این قبیل سرکشی‌ها، تازه آغاز راه مسئولیت و تعهد برای همه است. ساعت 12 ظهر است و گرما، به اوج خود رسیده است. دکتر قاضی‌زاده و گروه مسئولان، راهشان را از ما جدا می‌کنند و مسیر شهر را در پیش می‌گیرند، حال ما می‌مانیم و مسئولان سازندگی و جهادگران سخت‌کوش.

به کلاته سید برمی‌گردیم تا نماز ظهر را در جمع جهادگران و اهالی خونگرم روستا اقامه کنیم. در فرصت پیش‌آمده تا اذان ظهر، سر صحبت را با چندتن از جهادگران خواهر باز می‌کنم. مسئول خواهر اردو، خانم تَشتَر است که با چندتن از خواهران، برای خدمت به مردم روستا آمده است. وضعیت زنان روستا را از ایشان جویا می‌شوم، خانم تَشتَر می‌گوید: «در حال نیازسنجی و شناسایی توانمندی‌های زنان روستا هستیم تا براساس آن برنامه‌ریزی کنیم. در حضورهای بعدی، حتماً با برنامه‌ای ازپیش تعیین‌شده برای زنان روستا خواهیم آمد. البته فعلاً اولویت ما تشکیل پایگاه بسیج خواهران است تا ازطریق آن بتوانیم جذب نیرو داشته باشیم.»

خواهران جهادگر، هم جوان هستند و هم میان‌سال، جالب اینجاست که از بین 9 نفر خانم حاضر، 5 نفرشان با کودکان خردسالشان در این طرح جهادی شرکت کرده‌اند، این داستان برایم جالب‌تر شد وقتی متوجه شدم که اغلب آن‌ها همراه با همسرانشان آمده‌اند؛ یعنی گروهی از زوج‌های جهادگر! آقای هوشمند و همسرش، جزو کسانی هستند که یک پایشان اینجاست و پای دیگرشان ‌هم مشهد؛ زوج دغدغه‌مندی که عمرشان را وقف خدمت به مردم مناطق محروم کرده‌اند.

گذراندن یک روز گرم در میان خاک و آفتاب، دیدن محرومیت مردم روستاهایی در چندقدمی شهر مشهد، بودن در کنار جهادگران و هم‌کلام شدن با مردم محروم روستا... همه و همه تنها گویای این واقعیت است که تمامی روستاهای محروم بخش رضویه، ظرفیت‌هایی هستند برای رشد و شکوفایی، برای پیشرفت و توسعه اقتصادی، برای خدمت و سازندگی، البته اگر بخواهیم! مردم بخش رضویه چون بذرهایی هستند که باید در زمین حاصلخیز منطقه کاشته شوند، به بذر باید رسید تا زمانی که نوبت برداشت محصول فرابر سد. یک عزم محکم و مستمر می‌تواند مردم این روستاها را به خودباوری برساند، کاری که گروه‌های جهادی امثال گروه جهادی سجادیه، در تمامی مناطق محروم انجام می‌دهند و برای رسیدن به هدف موردنظر، تلاشی خالصانه می‌کنند.

پرده هشتم؛ این سرزمین خاک و آفتاب...

زمان بیش از این اجازه حضور در جمع گرم و صمیمی جهادگران را به ما نمی‌دهد، به‌ناچار، دل از سرزمین‌های خاکی و آفتابی رضویه می‌کنیم و با همان ماشین سبزرنگ سپاه که اکنون گردوخاکی را نیز به یادگار بر خود دارد، راه مشهد را در پیش می‌گیریم. مردم روستا ما را با نگاه‌های منتظرشان بدرقه می‌کنند، به امید روزی که مشکلاتشان حل شود.

اما در طول مسیر از ابتدا تا انتها، مسئولان بسیج سازندگی مسائلی را مطرح کردند که ذکر آن‌ها خالی از لطف نیست. مسئولان سازندگی، پس از مشاهده مشکلات موجود، بنا را بر این گذاشته‌اند تا از این به بعد اعزام گروه‌های جهادی به‌صورت هدایت‌شده باشد و دو عنصر رصد و هدایت برای آن‌ها در نظر گرفته شود. به این صورت که ابتدا نیازسنجی کارشناسی شده از روستاها انجام‌شده و سپس توان‌سنجی از گروه‌های جهادی صورت گیرد. پس‌ازآن متناسب با دو عامل ذکر شده، گروه‌های جهادی توانمند به روستاهای هدف اعزام می‌شوند.

راه‌اندازی بانک جامع اطلاعاتی از روستاهای بخش رضویه ازجمله برنامه‌های مفید بسیج سازندگی است که مسئولان سازندگی حوزه‌های بسیج با همکاری دهیاری‌ها و بخشداری‌ها و همچنین با مشارکت گروه‌های جهادی در جمع‌آوری آن فعالیت خواهند کرد.

تشکیل پایگاه‌های بسیج یکی از بهترین راه‌های موجود برای کادرسازی و تربیت نیرو در روستاهاست، به‌نحوی‌که رفته‌رفته، دیگر نیازی به برگزاری اردوهای جهادی نخواهد بود. البته نبود روحیه مطالبه گری در مردم این روستاها باعث می‌شود تا اقدامی برای حل مشکلاتشان نکنند، بنابراین گروه‌های جهادی باید با فرهنگ‌سازی قوی در بین آن‌ها و پس از بهبود وضعیت فرهنگی، به دنبال ایجاد خودباوری در مردم روستا باشند. علاوه بر اجرای طرح‌های حمایتی کوتاه‌مدت و تأمین جهیزیه، کمک به ایتام و مواردی ازاین‌دست، باید رویکردی در پیش‌گرفته شود تا مردم روستا توانمند شده و از ظرفیت‌های خود به‌درستی استفاده کنند.

اما اتفاقات خوب دیگری نیز قرار است در بسیج سازندگی بیفتد، تشکیل کارگروه علمی در روستاها و نواحی بسیج که براساس آن مربیان جهاد کشاورزی، از تجربیات کشاورزان نمونه در هر روستا بهره گرفته و سپس به راهکارهای علمی و تجربی مناسب در حوزه کشاورزی می‌رسند. بازدید از مزارع نمونه شهر مشهد و استان خراسان نیز در راستای همین کارگروه علمی اتفاق خواهد افتاد.

بسیج همگام با کشاورز نیز طرح ترویجی- آموزشی تسهیلات اقتصاد مقاومتی است که براساس آن به بسیجیان وام کارآفرینی داده می‌شود. در این طرح قرار است به بسیجیانی که مهاجرت معکوس (از شهر به روستا) داشته و قصد فعالیت در روستا دارند، وامی متناسب با مشاغل مورد اختصاص داده خواهد شد. البته لزوم این بروز این اتفاق مهم، اجرای برنامه‌ای آموزشی برای فرد متقاضی و همچنین ارائه یک طرح توجیهی اقتصادی است تا شغل مورد درخواست، سودآوری لازم را داشته باشد.

تهیه و تنظیم: فریبا دهقان

منبع : فارس

پربازدیدترین امروز

website tracking